غافِلُون [ 1 ] و عيش و لذّت را در چهار ديوار تنگ و دخمهء تاريك هوى و مادّه محصور نمودهاند ، دائماً صفات مثبتهء خود را از دست داده و سرمايههاى خدادادى عمر و حيات و عقل را با لذّات متغيّر تعويض مىنمايند ، و پيوسته از دركات نفس و جهنّم نزول مىكنند . چه حجابى از اين بالاتر و چه سدّى از اين محكمتر ! آنها نمىخواهند كه پيغمبر ، خدا را واحد معرّفى كند ! چون در قرآن مجيد خدا را واحد معرّفى مىكند و در ذات و در صفت و فعل يگانه مىداند ، آنها پشت نموده فرار مىكنند و از اين كلمهء حقّ نفرت مىورزند . چون كه براى خود خدايانى ترتيب داده ، پدر و مادر و شريك و رفيق و زن و فرزند و حاكم و محكوم ، سرمايه و تجارت و زراعت و . . . همه خدايان و ارباب آنها هستند ؛ آنها چگونه مىتوانند دست از اين خدايان شسته و آنها را در خاك نسيان سپرده و دل به خداى واحد قهّار دهند ؟ !
تعليمات قرآن بر اساس وحدت است
لذا ابداً تعليمات قرآن را كه بر اساس وحدت است نمىپذيرند ، چون با زندگى شيطانى و كاخ استوار بر عالم خيال و با عشق ورزى با مجاز سازگار نيست . اين كتاب حقّ آنها را دعوت به حقّ مىكند و آنها بر باطل ايستادگى دارند و علناً مىگويند : اى پيغمبر ! اين قرآنت را عوض كن يا قرآنى ديگر براى ما آور تا با هواى ما سازگار باشد و تعدّيات و تجاوزات ما را امضا كند و در خودكامگى ما را مطلق العنان و آزاد بگذارد ! قرآنى بياور كه براى ارباب شخصيّت و اعتبار مزايائى قائل شود و غنى و فقير را در يك صف واحد نياورد ! قرآنى بياور كه كاخ سجدهء مردم بر ما باز باشد و فرمانروائى ما بر آنها ثابت و مستقرّ ! قرآنى بياور كه ما را دعوت به نياز و نماز نكند ، ما را به روزه و جهاد امر نكند ، ما را به انفاق و ايثار دعوت نكند ، بلكه ما را به شهوترانى و دست تعدّى به ناموس مردم دراز
هامش
1 - سوره الرّوم ( 30 ) آيه 7 : [ اين مردم فقط ظاهر حيات دنيا را مىدانند و البتّه از آخرت غافلند . ]