تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
سَبىِ ذَرارِيكَ و نِسائِكَ و انْتِهابِ ثِقلِكَ ؛ [ 1 ] الحديث .

اشعار أباعبدالله هنگام دفن امام حسن مجتبى عليهما السّلام

و قال فى « مناقب » ابن شهر آشوب : و قال الحسين لمّا وضع الحسن فى لحده : 1 )
أ أدهُنُ رَأسِى أم تَطِيبُ مَحاسنِى * و رَأسُكَ مَعفُورٌ [ 2 ] و أنتَ سَلِيبٌ
2 )
فَلا زِلتُ أبكِى ما تَغَنَّت حَمامَة * عَلَيكَ و ما هَبَّت صَبًا و جَنُوبٌ
3 )
بُكائِى طَوِيلٌ و الدُّمُوعُ غَزِيرَة * و أنتَ بَعِيدٌ و المَزارُ قَرِيبٌ
4 )
فَلَيسَ حَرِيبًا [ 3 ] مَن اصِيبَ بِمالِهِ * و لَكِنَّ مَن وارَى أخاهُ حَرِيبٌ [ 4 ]
هامش
1 - على ما فى اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 147 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 238 : [ سيّد الشّهداء عليه السّلام بر امام حسن عليه السّلام وارد شد و تا چشمش به برادر افتاد گريست ، امام مجتبى فرمود از چه گريه مىكنى ؟ عرض كرد : به جهت اين حادثه‌اى كه براى شما پيش آورده‌اند . امام مجتبى فرمود : اين حادثه‌اى كه پيش آمده است بواسطه سمّى است كه با حيله به من خورانيدند . و من با آن سمّ از دنيا مىروم ، امّا هيچ روزى مانند روز تو نخواهد بود ، روزى كه سى هزار سوار شمشير زن براى نابودى تو گرد آيند و همه ادعا مىكنند كه از امّت جَد ما رسول خدا هستند و به دين اسلام مسلمان مىباشند ، اينان بر كشتن و ريختن خون تو بر زمين اجتماع مىكنند و براى شكستن حرمت و اسارت ذرّيه و زنان تو و تاراج نمودن اموال تو به حركت در مىآيند . مترجم ] 2 - مَعْفور : به خاك ماليده شده . سليب : برهنه شده . 3 - حريب : غارت شده . 4 - مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 205 : [ 1 . آيا روغن به سر بمالم و محاسنم را به بوى خوش معطّر نمايم ، درحاليكه سر تو را بر خاك گذارده و كفن بر بدنت پوشانده‌اند . 2 . پيوسته بر فراق تو گريه كنم تا وقتى كه كبوترى بنالد و نسيم صبا و وزش باد در جريان باشد . 3 . گريه من طولانى و اشك چشمانم سرازير خواهد بود ، درحاليكه تو از ما فاصله گرفتى ولى ديدار ما نزديك خواهد بود . 4 . غارت زده آن نيست كه مالش را برده باشند بلكه غارت زده آنست كه برادرى چون تو را درون خاك مىگذارد . مترجم ]