تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و غفلت است مولّد هزاران گناه خواهد بود . و ثانياً ميزان گناه از غير گناه همان جهل و غفلت است ، و اين معنى در استكبار از دعا به نحو اتمّ و أكمل پيداست . بنابراين نفس استكبار محصّل و نتيجه و جوهرهء گناهان است ، و در مقابل ، ابتهال به درگاه خدا و تضرّع و تخشّع و ذلّت و مسكنت كه از آثار عبوديت است بزرگترين ثواب و مهمترين موهبت از مواهب الهى است . و چون اين معنى را انسان خود به خود ميل ندارد در خود ايجاد كند خداوند رحيم موجبات تضرّع را براى دوستان و محبّين خود پيش مىآورد تا آنها دائماً به درگاه خدا خواهان و نالان باشند ، و به خلاف با دشمنان خود كه نظر رحمت ندارد اسباب گرفتارى را براى آنان فراهم نمىكند تا در غفلت محض بسر برده و ناگهان هلاك شوند : وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ ، فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ، فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَىْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَة فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ ، فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين . [ 1 ]
هامش
1 - سوره الأنعام ( 6 ) آيه 42 الى 45 : [ و ( پس از آن برخى از احوال و چگونگى امّتهاى گذشته را يادآور شده و كفّار قريش را توبيخ و سرزنش نموده مىفرمايد : ) هرآينه پيغمبرانى بسوى امّتها و گروه‌هايى از مردم پيش از ( زمان ) تو فرستاديم ، پس ( به آن پيغمبران ايمان نياوردند ، ما هم ) آنان را به سختى و رنج ( به فقر و تنگدستى و مرض و بيمارى ) گرفتيم ( گرفتارشان نموديم ) تا ( بسوى ما ) تضرّع و زارى كنند ( فرمان ما برده و به پيغمبران ايمان آورند ) . پس چرا هنگامى كه عذاب ما رو به ايشان آورد ( براى رهايى از آن عذاب ) تضرّع و زارى نمىنمايند ، و ( اگر بسوى ما رو آورده و زارى مىنمودند عذاب را از آنان دور مىساختيم ) ليكن ( بر اثر معاصى و گناهان ) دلهاشان سخت شده ، و شيطان و ديو سركش آنچه را بجا مىآوردند براى ايشان آراسته و جلوه داده است ( از اينرو سوى ما رو نياورده و تضرّع ننمودند ) پس چون فراموش كردند ( تفكّر و انديشه ننمودند در ) آنچه ( سختى و رنج ) را كه به آن پند داده شدند درهاى هر چيز ( منفعت و سودى ) را بر آنها باز كرديم ( صحّت و تندرستى ، غنا و توانگرى ، قدرت و توانايى و مانند آن را به آنان بخشيديم ) تا هنگامى كه شاد شدند به آنچه ( نعمتهايى كه ) به ايشان داده شد ( و ندانستند كه آن نعمتها از جانب خداى تعالى است تا شكر و سپاس او را بجا آورند ) ناگاه آنها را گرفتيم ( به عذاب گرفتارشان نموديم ) آن گاه ( از نجات و رهايى از عذاب ) نااميد گشتند . پس اصل و بنياد گروهى كه ( به خود و به ديگران ) ستم كردند بريده شد ( آنان را هلاك و تباه ساختيم و كسى از آنها باقى و بجا نماند ) و ( چون هلاك ساختن ايشان براى اهل ايمان نعمت و بخششى است كه بايد شكر آن را بجا آورند ، از اينرو مىفرمايد : ) هر حمد و سپاس نيكو مختصّ خدا ، پروردگار هر صنفى از اصناف آفريده شدگان است . ]