معاويه [ 1 ] گفت : دانسته باش كه هنوز قطرهاى از خون عثمان باقيست و با كشتن يكى از بزرگان يمن محو مىگردد ! عدىّ گفت : قسم به خدا آن دلها كه از خشم تو سرشار و آكنده بود هنوز در سينههاى ماست ، و آن شمشيرها كه بوسيلهء آنها با تو مىجنگيديم بر دوشهاى ماست ! اگر از درِ خديعت و حيله يك وجب نزديك شوى ، در طريق دفاع و گزند يك وجب به تو نزديك مىشويم . اى معاويه ! بدان كه قطع حلقوم و سكرات مرگ براى ما آسانتر است از اينكه سخنى ناهموار دربارهء علىّ بشنويم ، و معلومست كه حركت شمشير بواسطهء داعيهء بر حركت شمشير است .
طرماح بن عدىّ بن حاتم در كربلا در ركاب أباعبدالله عليه السّلام
عدىّ بن حاتم بنا بر قول مرحوم شيخ صدوق يكصد و بيست سال عمر كرد ، و فرزندش در ركاب سيّد الشهداء شمشير زد و در ميان كشتگان افتاد ؛ نام او طرمّاح [ 2 ] بود .
أبو مخنف از طرمّاح بن عدىّ نقل مىكند [ 3 ] كه : من در ميان كشتگان افتاده
هامش
1 - منتهى الآمال ، ج 1 ، ص 152 .
2 - آن طرمّاحى كه در راه كربلا به حضرت برخورد كرد و اشعارى دارد : « يا فَتَى لا تَذعَرِى مِن زَجرِى » طرّماح بن حكم است ، كما آنكه در سفينه ، ج 2 ، ص 82 ، ذكر مىكند ، و حُجر بن عدىّ كه از اصحاب خاصّ أميرالمؤمنين است و معاويه او را با شش نفر شهيد كرد ( در عذراء دمشق مدفونند ) فرزند عدىّ بن حاتم نيست ، زيرا او كَندى يعنى از قبيله بنىكنده و اصلش كوفى است .
3 - طرمّاح بن عدّى مردى فصيح و بليغ بود و نامهاى از مولا أميرالمؤمنين براى معاويه آورد كه مضمونش در جلد 8 بحار الأنوار ، ص 587 و 588 طبع كمپانى ؛ و ج 33 ، ص 286 و 290 طبع جديد مذكور است .