بنابراين شرط حتمى قبولى دعا خواندن خداست ، و امّا اگر انسان خدا را نخواند و قلب در هنگام دعا ساهى و غافل باشد ، كلامى بر زبان جارى شود ولى اعتماد بر اسباب و مقتضيات و ظواهر امور بوده باشد ، در اين صورت در حقيقت و واقع امر درخواست از خدا نشده است ؛ و معلوم است كه دعا ارتباط باطن با عالم السرّ و الخفيّات است و تحريك نمودن ارادهء خدا بر طبق مورد دعا ، و اين امر ابداً به ظاهر مربوط نيست بلكه صد در صد ارتباط قلبى با خداست . اگر ظاهر با باطن در اين صورت هماهنگ باشد چه بهتر ، و الّا ظاهر بدون توجّه و خواست باطنى جز لقلقهء لسان چيزى نيست .
رواياتى در فضيلت و كيفيّت دعا كردن
رُوِىَ إنَّ الصّادِقَ عَلَيهِ السَّلامُ قَرَأ : ( أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ ) فَسُئِلَ : ما لَنا نَدْعُوهُ و لا يُستَجابُ لَنا ؟ فَقالَ : لأنَّكُم تَدعونَ مَن لا تَعرِفونَ ، و تَسألونَ ما لا تَفهَمونَ ! فَالإضطِرارُ عَينُ الدِّينِ ؛ و كَثْرَة الدُّعاءِ مَعَ العَمَى عَنِ اللهِ مِن عَلامَة الخِذلانِ . مَن لَم يَشهَدْ ذِلَّة نَفسِهِ و قَلبِهِ و سِرِّهِ تَحتَ قُدرَة اللهِ حَكَمَ عَلَى اللهِ بِالسُّؤالِ و ظَنَّ أنَّ سُؤالَهُ دُعاءٌ ؛ و الحُكمُ عَلَى اللهِ مِنَ الجُرأة عَلَى اللهِ . [ 1 ]
و از قمّى حديث مىكند از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام :
إنّه قِيلَ لَه : إنّ اللهَ تَعالَى يَقولُ : ادْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُم و إنّا نَدعُوه فَلا يُستَجابُ لَنا ؟ قالَ : لأنَّكُم لا تَوفُونَ بِعَهدِ اللهِ ! و إنَّ اللهَ يَقولُ : أَوْفُوا بِعَهْدى أُوفِ
هامش
1 - [ از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه اين آيه را قرائت كردند ، سپس از ايشان سؤال شد چه شده است كه دعاى ما اجابت نمىشود ؟ حضرت فرمودند : زيرا شما درخواست مىكنيد از كسى كه او را نمىشناسيد و چيزى را طلب مىكنيد كه نمىفهميد . پس اضطرار عين ديانت است و زيادى دعاء با جهل به خداى تعالى از نشانههاى بىسعادتى است . كسى كه پستى و ذلّت خود و قلب و سرّش را در تحت قدرت خدا نبيند از خدا درخواست بىجا و بىموقع مىكند و تصوّر مىكند كه اين درخواست دعا مىباشد و تحكّم كردن بر خدا تجرّى و جسارت بر خدا تلقّى مىشود . مترجم ]