تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
هامش
حضرت گفت : آيا ممكن است كه أنبياى خداوند ، و رسل او و أوصياى آنها عليهم السّلام ، دوست نداشته باشند مردى را كه خدا و رسولش او را دوست داشته باشند ، و وى نيز خدا و رسولش را دوست داشته باشد ؟ ! گفتم : نه . حضرت گفت : آيا ممكن است كه مؤمنين از امّت‌هائى ايشان بوده باشند كه : حبيب خدا ، و حبيب رسولش ، و حبيب پيمبرانش ، را دوست نداشته باشند ؟ گفتم : نه . حضرت گفت : بنابراين ، ثابت شد كه : تمامى پيامبران خدا و مرسلين از آنها نيز ، و تمامى مؤمنان محبّ و دوست‌دار علىّ بن أبىطالب هستند . و همچنين ثابت شد كه : تمامى مخالفين آنها دشمن او ، و دشمن تمامى دوست‌داران ، و أهل محبّت او مىباشند . گفتم : آرى . حضرت گفت : بنابراين ، داخل در بهشت نمىشود مگر : كسى كه علىّ را دوست داشته باشد . خواه از پيشينيان باشد ، و خواه از پسينيان . پس روى اين استدلال ، علىّ قسمت كنندهء بهشت و جهنّم است . مفضّل بن عمر در اينجا مىگويد : من به حضرت عرض كردم : اى پسر رسول خدا ؛ اندوه و غصّه را از من زدودى ، خداوند غصّه و اندوهت را بزدايت ! از آنچه خداوند تعالى به تو ياد داده است ، قدرى بيشتر مرا تعليم كن ! حضرت گفت : بپرس اى مفضّل ! من گفتم : مىپرسم اى پسر رسول خدا : بنابراين ؛ آيا علىّ بن أبىطالب ، دوستان و محبّين خود را در بهشت داخل مىكند ؛ و دشمنان و مبغضين خود را در جهنّم وارد مىنمايد ؛ و يا رضوان كه دربان بهشت است ، و مالك كه پاسدار دوزخ است آنها را وارد در بهشت و جهنّم مىنمايند ؟ ! حضرت گفت : اى مفضّل ! آيا ندانسته‌اى كه : خداوند تبارك و تعالى ، دو هزار سال قبل از اين كه عالم را خلقت فرمايد . و پيامبران در آن موقع فقط ارواحى بودند ، بدون اجساد ؛ پيغمبرش را درحاليكه روح بود به سوى سائر پيمبران مبعوث فرمود ؟ ! گفتم : آرى . حضرت گفت : آيا ندانسته‌اى كه : پيامبر ، ايشان را دعوت به توحيد خدا ، و اطاعت او ، و پيروى از امر او نمود . و بر اين امر آنها را بشارت به بهشت داد ؛ و كسانى را كه از اجابت و پذيرش دعوتش سرباز زدند و انكار كردند تهديد به آتش كرد ؟ گفتم : آرى . حضرت گفت : آيا پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، خودش ضامن و متعهّد چيزى را نيست كه : از جانب پروردگارش وعده داده است ؛ و يا تهديد نموده است ؟ ! گفتم : آرى . حضرت گفت : آيا علىّ بن أبىطالب عليه السّلام ، خليفهء رسول خدا ، و امام براى امّت وى نيست ؟ گفتم : آرى ! حضرت گفت : آيا رضوان ، دربان بهشت و مالك نگهبان دوزخ از جملهء فرشتگان و طلب غفران كنندگان براى شيعيان أميرالمؤمنين عليه السّلام نيستند ؛ آن شيعيانى كه به بركت محبّت او نجات پيدا نموده‌اند ؟ ! گفتم : آرى ! حضرت گفت : بنابراين در اين صورت ، علىّ بن أبىطالب ، تقسيم كنندهء بهشت و جهنّم است ، از ناحيهء رسول الله صلّى الله عليه و آله ، و رضوان و مالك ، از امر او كه از امر خداوند تبارك و تعالى نشأت گرفته است ، عمل مىكنند . و از امر او به وجود آمده‌اند ، و در تحت امر او مىباشند . اى مفضّل ! اين مطلب را بگير ، زيرا آن از علوم مخزون و مكنون و پنهان است كه كسى را بدان دسترس نيست ، و آن را پنهان بدار ؛ و براى كسى بازگو مكن ؛ مگر آنكه اهليّت شنيدن و دريافت نمودن اين گونه استدلال را داشته باشد . ]