هامش
نما ؛ زيرا كه تو مورد خصومت و كينه و دشمنى و عداوت واقع مىشوى ! »
من گفتم : اى رسول خدا ! ممكن است مقدار كمى از اين جريانات را براى من شرح دهى ؟ !
رسول خدا گفت : امّت من پس از من به فتنه و فساد مبتلا مىشوند ؛ در قرآن تصرّف مىكنند و به آراء خود عمل مىنمايند . و خوردن خمر و شراب را به نام نبيذ ( آب انگور ) حلال مىشمارند . و مال حرام را به نام هديّه و تحفه مىخورند . و ربا را به نام بيع و خريد و فروش مجاز مىدانند . و معانى و مفاد آيات قرآن را از جاى خود تغيير مىدهند ؛ و در اين صورت و با اين كيفيّت ، كلمة باطل بر كلمة حقّ غلبه مىكند .
در تمام اين دوران ملازم خانهات باش و مانند فراشى كه بر آن مىنشينى عزلت اختيار كن ، تا آنكه زمام رياست و امارت و حكومت را بر گردن تو نهند . و به مجرّد اينكه رياست و ولايت را پذيرفتى ، و قلادة أمر را بر گردنت نهادى ، دلهائى از حقد و حسد و كينه عليه تو به جوش آيد ، و سينههائى از امواج بخل از اضطراب و هيجان موج زند ، تا امر را بر تو واژگون كنند .
در اين هنگام است كه تو براى تحقّق مفاد و معنى قرآن و برقرارى تأويل و مرجع آن ، جنگ خواهى كرد ؛ به همان گونهاى كه من براى پذيرش نزول قرآن و اقرار و اعتراف به حقّانيّت ظاهر آن جنگ كردهام .
در اين موقعيّت و با اين وضعيّت ، دوران دوّمى كه بر آنها مىگذرد كمتر و پائينتر از دوران اول آنها نيست ؛ و عيناً در مرحلة واپسين كه تو كارزار مىنمائى ، حال اين مردم مانند حال آنها در مرحلة اولين شرك و بتپرستى است كه من كارزار مىكردم ، و دست كم از آن چيزى ندارد .
من گفتم : اى رسول خدا ! من از كدام جهت با آنان مواجه شوم ؟ و بر كدام مقام و منزله آنها را در آورم ؟ و با آنها چگونه رفتار نمايم ؟ آيا ايشان را مسلمان مفتون و مفسد بدانم ، و بر اين اساس رفتار كنم ؟ يا كافر مرتدّ و از دين برگشته بدانم ، و بر اساس قوانين و مقرّرات با اهل ردّه و مرتدّين رفتار كنم ؟ !
رسول خدا گفت : در مقام و منزلة فتنه و فساد آنان را قرار بده ، و با ايشان همچون مسلمان مفتون و مبتلا به فساد و تباهى عمل كن ! ايشان در اين گمراهى و ضلالت و فتنه و بلا