تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
و چون آن حضرت امان گرفت و سيّد الشّهداء خطبه براى اصحاب خواند و گفت و شنودها روى داد هر يك از اصحاب به خيمه خود رفت . قال الرّاوى : و باتَ الحُسَينُ و أصحابُهُ تِلكَ اللَّيلَة و لَهُم دَوِىٌّ كَدَوِىِّ النَّحلِ ما بَينَ راكِعٍ و ساجِدٍ و قائِمٍ و قاعِدٍ . [ 1 ] حضرت على بن الحسين زين العابدين عليهما السّلام مىفرمايد : در آن شب من مريض بودم و عمّهء من زينب نزد من بود و خدمت من مىنمود ، كه ناگهان پدرم برخاست و در خيمهء خود رفت و جَوْن غلام أبىذر غفارى را با خود برد كه سيف و سلاح خود را اصلاح كند ، [ 2 ] و در بين اصلاح اسلحه پدرم با خود ترنّم مىنمود :
يا دَهرُ افٍّ لَكَ مِن خَليلٍ * كَم لَكَ بِالإشراقِ و الأصيلِ مِن صاحِبٍ و طالِبٍ قَتيلٍ * و الدَّهرُ لا يَقنَعُ بِالبَديلِ و إنَّما الأمرُ إلَى الجَليلِ * و كُلُّ حَىٍّ سالِكٌ سَبيلِى [ 3 ]
هامش
[ 1 ] على ما فى اللهوف ، ص 120 : [ راوى نقل مىكند كه شب عاشورا ، حسين و اصحابش تا صبح به عبادت و راز و نياز مشغول بودند و زمزمهء مناجات آنها همانند زمزمه‌هاى زنبوران عسل در فضا طنين انداز بود بعضى به ركوع و برخى به سجود و گروهى به قيام و جلوس اشتغال داشتند . مترجم ] [ 2 ] جَوْن در فن اسلحه سازى مهارتى تامّ داشت و أبىذر غفارى او را آزاد كرده بود . [ 3 ] بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 2 : [ اى روزگار اف بر تو باد كه بد همنشين و دوستى براى ما بودى چه فراز و نشيب‌ها و چه طلوع‌ها و غروب‌هائى براى انسان‌ها پديد آوردى . چه بسيار بودند از دوستان و پويندگان سير حق كه بدست تو به قتل رسيدند درحاليكه روزگار به عوض آنها بديل و فرد ديگرى را نپذيرفت . به تحقيق كه اراده و مشيّت مطلقه در عالم وجود بدست پروردگار توانا و قادر است ، و هر فردى در اين دنيا به همان راهى خواهد رفت و همان مسيرى را طى خواهد نمود كه من هم اكنون طى مىنمايم . مترجم ]