پس حضرت رسول الله با سميط ( يعنى خشت ) بنا كردند ؛ سپس مسلمين براى كمك زياد آمدند ، و حضرت ديوار را با سعيدة ( يعنى يك خشت و نيم ) بنا كردند ؛ و سپس باز مسلمين زيادتر براى كمك آمدند ، و حضرت بناى جدار بالانثى و الذكر يعنى ( خشتهاى چپ و راست و مخالف هم ) بنا كردند . سپس حرارت آفتاب براى نمازگزاران زحمت مىداد ، و اصحاب عرض كردند : يا رسول الله ! خوب است دستور فرمائى سايبانى ترتيب دهيم . حضرت فرمودند : بلى ! و امر فرمود سايبان ترتيب دهند . بنابراين چوبهائى از درخت خرما قائماً بر آن ديوار و در وسط مسجد بر سر پا كردند ، و چوبهائى به عرض در بالاى آنها گذاردند و روى آنها را از علف و گياه إذخِر ريختند ؛ و مدّتها مسلمين در زير سايهء آن گياهها نماز مىگزاردند تا آنكه باران گرفت و از لابلاى آن گياهان خشكيده به مؤمنين سرايت كرد و آنها را بازمىداشت . عرض كردند : يا رسول الله ! خوب است دستور فرمائى روى اين گياهها گِل ماليده شود تا آب سرايت نكند . حضرت فرمود : لا ! عَرِيشٌ كَعَرِيشِ مُوسَى ، الأمرُ أعجَلُ مِن ذَلِكَ ! [ 1 ] پس مسجد همينطور بدون سقفِ گل اندود بود تا رسول خدا از دنيا رحلت نمود . و ديوار اين مسجد قبل از آنكه براى او سايبان درست كنند به اندازهء قامت يك انسان بود ، و حضرت تا وقتى كه سايهء اين ديوار يك قامتى به اندازهء يك ذراع مىشد ( كه به اندازهء يك خوابگاه بز است ) نماز ظهر مىگزارد ، و چون دو برابر مىشد نماز عصر مىگزارد .
عمارت و تعمير باطنى مساجد به كثرت مصلّين و توجّه و حضور قلب
و امّا عمارت و تعمير باطنى مسجد به كثرت مصلّين و توجّه و حضور قلب آنها در مواقع صلاة است . بايد مسجد را فقط براى نماز و دعا قرار داد تا
هامش
[ 1 ] [ نه ! سقفى از شاخههاى درختان مانند سقفى كه حضرت موسى از شاخههاى درختان بنا نهاد . ما چندان مهلتى نداريم كه به اين مسائل بپردازيم . مترجم ]