تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
ولايت آنها درست بوده ، و لكن گناهانى طبق نفس امّاره از آنها سر زده است ؛ ولى كسانى كه اعتقاد ندارند و با جحود و استكبار زندگى مىكنند و دين را ملعبه قرار مىدهند ، نماز آنها جز بُعد از خدا نتيجهء ديگرى نخواهد داشت . عمر بن سعد نيز بر كشتگان خود نماز خواند ، و ليكن بدن مطهّر سبط رسول خدا را با بدنهاى مطهّرهء اولاد و برادران و بنى اعمام او در سرزمين كربلا عريان گذارد و رفت .

دلدارى نمودن حضرت زينب سلام الله عليها امام سجّاد عليه السّلام را در روز عاشورا

ابن قُولوَيه در كتاب « كامل » از حضرت سجّاد عليه السّلام نقل مىكند كه : چون در يوم الطفّ پدر را در خاك و خون آغشته ديدم و فرزندان او و برادران او و عموهاى خود را مقتول نگريستم و زنان و خواهران را مانند اسيران روم و ديلم نگريستم ، سخت بر من گران آمد و نزديك بود جان از قالب تهى كنم ؛ عمّه‌ام زينب فرياد برآورد : مَا لى أراكَ تَجودُ بِنَفسِكَ ؟ يا بَقيَّة جَدِّى و أبى و إخْوَتى ! فَقُلتُ : و كَيفَ لا أجزَعُ و أهلَعُ و قَد أرَى سَيِّدِى و إخوَتى و عُمومَتى و وُلدَ عَمِّى و أهلِى مُضَرَّجِين بِدِمائِهِم مُرَّمَلينَ بِالعَراءِ مُسَلَّبِينَ لا يُكَفَّنونَ و لا يُوارُون و لا يُعَرَّجُ عَلَيهِم أحَدٌ و لايُقَرّبُهُم بِشِبرٍ كَأنَّهُم أهلُ بَيتٍ من الدَيلَمِ و الخَزَر . [ 1 ] زينب پاسخ داد كه : اى برادرزاده جزع مكن كه اين عهد را رسول خدا با جدّ تو و پدر تو و عموى تو استوار فرمود . خداوند در اين امت از قومى پيمان بستد ، آنهائى كه فراعنهء زمين ايشان را نمىشناسند لكن در آسمانها و نزد
هامش
[ 1 ] ناسخ التواريخ ، جلد حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام ، ج 3 ، ص 30 ؛ العوالم ، الامام الحسين عليه السّلام ، ص 362 : [ چه شده است گويا با جانت بازى مىكنى ؟ ! اى بازماندهء پدران و برادرانم ! گفتم : چرا چنين نباشد درحاليكه مىبينم پدرم و مولايم و برادرانم و عموهايم و عموزادگانم و خويشانم در خون خود آغشته ، برهنه و عريان بر روى زمين افتاده‌اند و كسى با آنها كارى ندارد گويا اينها قومى از ديلم و خزر مىباشند . مترجم ]