و اگر نه برگرد بين عمر و عباس مجادله و گفتگوى بسيارى شد چون عمر مردى بود بسيار خشن و غضبناك نامه پيغمبر را گرفت و ريز ريز نموده و آب دهان بر او انداخت و بسوى عباس پرتاب كرد و گفت من يك دانه گندم از آن اراضى به تو نخواهم داد عباس پارههاى نامه و نوشته پيغمبر را برداشت گريه كنان و ناله زنان بسوى خانه خود برگشت و از حق خود محروم ماند ) و فرمود خانه جعفر را از مسجد جدا ميكردم و به ورثه او باز ميگرداندم ( در عصر خليفه ثانى مردم شكايت ميكردند از تنگى مسجد خليفه خانههاى اطراف مسجد را خريد و داخل مسجد كرد از اين بيان معلوم مىشود كه از جمله خانه جعفر بوده است و ورثه او در بيع منزل خود رضايت نداشتهاند لذا حضرت فرمود منزل را به ورثه جعفر باز ميگرداندم ) و رد ميكردم و باز ميگرداندم احكامى كه از روى ظلم و جور بر خلاف ما انزل اللَّه جارى شده و حكم كردهاند .
و خارج مىساختم زنانى كه به حرام تحت اختيار مردان هستند و آنها را برميگرداندم بسوى شوهرهاى خودشان ( شايد مراد آن حضرت زنان طلاق داده شده باشد كه بر غير طريق واقعى شرع مقدس بوده مانند سه طلاق در مجلس واحد و اجراى طلاق بدون حضور عدلين يا در طهر مواقعه يا در بين حيض يا آنكه مراد زنهائى بوده است كه بناحق اسير كرده بودند از روى سياست چنانچه خالد بن وليد زن مالك بن نويره را تصرف كرد و اسراى مسلمين را كه در عصر خليفه اول
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص١٢٤