نموده و دعوت مفصلى بخواست آن حضرت از اهل مكه نموده بود و در آن مهمانى شصت هزار دينار خرج كرده بود پس از هجرت و ايمان آوردن او جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و عرضه داشت عباس خدمت بشما كرده و بمقتضى اين خدمت عطائى به او بفرمائيد كه براى او و اولاد او بماند آن جناب عباس را طلبيد و او را تجليل نموده و فرمود اى عمو از من چيزى بخواه كه بعنوان تحفه بشما دهم عرض كرد اى پسر برادر ميخواهم ملعب كه در شام است و نام محلى است و حيره كه محلى در عراق است و خط كه همچنين نام محلى است به من بدهى و اين مكانها قيمت بسيارى داشت و عمارات مجللى در آن بود پيغمبر اكرم قبول فرمود و بعلى عليه السّلام فرمودند كه قباله آن را بنويس براى عمويم عباس هر زمان اين محلات فتح شود تسليم او گردد آنگاه بمردم خطاب فرمود اى جماعت مسلمين همه شما گواه باشيد اين مكانهاى ذكر شده متعلق است بعمويم عباس هر كسى كه تغيير دهد يا تبديل كند يا طمع كند يا ستم به او رساند بر او باد لعنت خدا و لعنت لعنتكنندهگان چون خلافت بخليفه دوم رسيد و اين ممالك فتح شد عباس نوشته پيغمبر را برداشت و نزد خليفه رفت و مطالبه عطيه پيغمبر را فرمود خليفه يكنفر از اهل شام را طلبيد و از او پرسيد عايدى مزرعه ملعب چقدر است گفت زياده از بيست هزار درهم و از آن دو ملك ديگر پرسيد عوائد بسيارى نقل كردند خليفه بعباس گفت اين مال زياد است و براى تو جايز نيست اين اندازه ببرى عباس گفت اين نوشته رسول خدا است گواهى ميدهد چه كم و چه زياد عمر گفت تو هم مانند ساير مسلمانها بايد بهره ببرى اگر خواهى همين
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص١٢٣