تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
و محل طواف بر مردم ضيق شد شكايت بعمر بردند عمر گفت كسى هست بداند جاى مقام را در جاهليت كسى گفت من ميدانم و همين مكان را نشان داد عمر امر كرد مقام را در اين مكان نصب نمودند ) . و رد ميكردم فدك را به ورثه فاطمه عليها السّلام ( فدك ملكى است كه پيغمبر بامر خدا بفاطمه داد و ملك او نمود خليفه باتفاق جمعى سياستا از فاطمه گرفتند و جزء بيت المال قرار دادند ) و رد ميكردم صاع و پيمانه رسول خدا را به همان مقدار كه بود ( صاع پيمانه ايست قريب يكمن يا سه كيلوگرم در اين زمان بنا بر آنچه در فرهنگ عميد نقل شده لكن در مقدار واقعى در زمان رسول خدا و بعد از تغييراتى كه در آن داده شده بين علماى شيعه و سنى اختلاف است كه بايد بكتب مبسوطه و فقهى مراجعه شود ) و امضا مينمودم آن قطعه‌هاى املاكى كه پيغمبر خدا به كسانى عطا فرموده بود كه واليان امضا نكرده و ندادند به آنها من ميكردم و ميدادم ( از جمله قطايع آن قطايعى بود كه پيغمبر بعمويش عباس عطا فرموده بود و قصه چنان بود كه عباس قبل از بعثت خدمتى شايان به آن حضرت