تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
عدّه‌اى از عمر بن خطّاب ( خليفه ) نقل كرده‌اند كه او گفت : هنگامى كه رسول اللَّه در غدير خمّ ، على را به خلافت نصب فرمود و گفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، و در آخر سخنرانيش فرمود : خدايا تو بر اين مردم گواه باش ، من در اين هنگام مشاهده كردم يك جوان خوش صورتى در كنار من ايستاده و به من گفت : پيغمبر امروز عقدى بست كه آن را نمىگشايد و با آن مخالفت نمىورزد مگر منافق ، اى عمر بترس از اينكه آن منافق تو باشى ، من خدمت پيغمبر ( ص ) آمدم و گفتار جوان را به عرض حضرت رساندم ، رسول اللَّه ( ص ) فرمود : آن جوان از افراد بشر نبود بلكه او جبرئيل بود و خواست آنچه را كه من در مورد على ( ع ) گفته‌ام به شما تأكيد كند . اين جريانات هر كدام به خودى خود ، بزرگ برهان و دليلى است كه ثابت مىكند مراد پيغمبر ص