تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
در راه حمايت از حريم مقدس اسلام و حفاظت ملّيّت و مال و جان و ناموس مسلمين ، بروز كرده بود ، جاى شك و ترديدى براى كسى در مورد دوستى على عليه السّلام نسبت به ملّت مسلمان باقى نمانده بود كه اين مطلب محتاج به بيان باشد ، و اينكه بعضى گفته‌اند كه عدّه‌اى از مسلمين به علىّ به چشم عداوت و دشمنى نگاه ميكردند ، و پيغمبر ص براى رفع توهّم از مغزهاى اين اشخاص ، اين خطبه را انشاء فرمود ، و در مورد دوستى على ع با آنها سخن گفت ، ولى بايد به اين افراد كوتاه فكر گفت : اوّلا چنين اشخاصى بر فرض اينكه وجود داشتند ، خيلى كم بودند و پيغمبر ص مىتوانست در يك جلسهء خصوصى آن هم از روى فرصت آنان را احضار كند و در اين مورد با ايشان سخن بگويد ، و معقول نيست براى چنين مطلب ناچيزى هفتاد هزار نفر را در آن بيابان داغ و سوزان معطّل نگاه بدارد و على را هم سر دست داشته باشد براى تخليهء افكار يك عدّهء محدود از يك توهّم پوشالى . به اين مقدّمات و تشكيلاتى كه رسول اللَّه ( ص ) در برنامهء غدير پيش آورد مسلّما جز اثبات خلافت و امامت و امارت على عليه السّلام هدف ديگرى نداشت ، پيغمبر اكرم ( ص ) با جملات خود و بيانات داغ آسمانيش كه در اين خطبه ايراد فرمود ، على را به مقام ولايت و حكومت بعد از خودش نصب كرد و لذا پس از پايان خطبه ، عمر جلو آمده و مقام خلافت و ولايتعهدى را به على عليه السّلام تبريك گفت ، و الّا دوست بودن على نسبت به مؤمنين كه وظيفهء ايمانى و اسلامى اوست و تبريك گفتن ، تهنيت و دست فشردن ندارد . عمّار ياسر مىگويد : ابن عباس در خيمه‌اى نشسته بود و براى مردم سخن ميگفت ، من هم در آن مجلس حاضر بودم ، ابو ذرّ غفارى هم تشريف فرما بود ، ناگهان