با اين كيفيّت جاى ترديدى در مورد خلافت بلا فصل مولاى متّقيان باقى نمىماند ، زيرا وقتى در طىّ اين بيان متواتر رسول اللَّه ص : « هر كس من مولاى او هستم ، على بر او ولايت دارد » ثابت شد كه امارت و ولايت على عليه السّلام جايگزين ولايت پيغمبر ص است ، و به اين كيفيّت نوبت زمامدارى و حكومت و سرپرستى ملّت اسلام به ديگرى نميرسد ،
[ تفاسير اهل سنت در بارهء لفظ مولا و پاسخ از آن ]
حضرات عامّه و دانشمندان اهل سنّت ، براى رهائى از اين گرايش كه ضرورى دين مقدّس اسلام است ، براى كلمهء « مولا » تفسيرات و تأويلات بى جا و بىمناسبتى قائل شدهاند كه از نظر هر فرد بصير و روشنفكرى مضحك است شبلنجى شافعى در كتاب « نور الابصار » و ابن صبّاغ مالكى در « فصول المهمّه » اظهار داشتهاند كه لفظ مولا در چند معنى استعمال شده است : ( اولى ، ناصر ، وارث ، دوست ، حامى ، مالك بنده ، بندهء آزاد شده » ، و معناى اين جملهء پيغمبر ص اين است كه هر كس من حامى و دوست اويم ، على نيز حامى و دوست اوست .
اين دو فردى كه از نظر عدّهء زيادى به عنوان دانشمند معرّفى شدهاند ، و امثال اينها كه مردمى به رهبريشان اذعان دارند ، اگر مقام علمى و نبوغ فكر اين قبيل اشخاص را بپذيريم بايد حتما اعتراف كنيم كه مردمان مغرض و منافق و معاندى بودهاند كه با تمام قوا براى اخفاء حق و خاموش كردن نور خدا كوشيدهاند ، زيرا هيچ عاقلى تصوّر نمىكند پيغمبرى كه خود را