محدّث قمى رحمهاللّه ضمن نقل صيغه اخوّت از منبع ياد شده ، مىافزايد :
و محدّث فيض نيز در خلاصة الأذكار ، صيغه اخوّت را قريب به همين نحو ، ذكر نموده است . « 1 »
و آن گاه آورده :
پس ، قبول نمايد طرف مقابل از براى خود يا موكّل خود به لفظى كه دلالت بر قبول نمايد . پس ساقط كنند از همديگر ، جميع حقوق اخوّت را ، ماسِواى دعا و زيارت . « 2 »
در اين باره ، چند نكته ، قابل تأمّل و بررسى است :
الف برادرى اسلامى ، نيازى به اجراى صيغه عقد ندارد
نخستين نكته قابل توجّه اين است كه پيوند برادرى ( اخوّت ) در امّت اسلامى ، مورد تأكيد قرآن و احاديث اسلامى است و همانطور كه اشاره كرديم ، آثار شرعى و حقوق اجتماعى ويژهاى دارد كه ترتّب آن ، نيازى به اجراى صيغه عقد اخوّت ندارد ، در عين حال ، قابل اسقاط هم نيست .
ب صيغه عقد اخوّت ، از اهل بيت عليهم السلام نرسيده است
در هيچ روايتى به اجراى صيغه عقد اخوّت ، توصيه نشده و آنچه محدّث نورى نقل كرده ، به تصريح خود وى ، روايت شده از اهل بيت عليهم السلام نيست . در جريان ايجاد برادرى ميان مسلمانان در سال اوّل هجرت نيز چيزى به عنوان صيغه عقد اخوّت وجود نداشته است . ظاهرا اين صيغه ، ساخته كسى است كه از باب خيرخواهى ، براى تقويت دوستى و برادرى ميان مسلمانان ، آن را انشا كرده است .
همچنين ، متنى كه صاحب رياض العلماء ، بدان اشاره كرده ، چنان كه محدّث
هامش
( 1 ) . مفاتيح الجنان : ص 291 .
( 2 ) . مفاتيح الجنان : ص 291 .