نسبت به يكديگر ، در واقع ، ساختنِ جامعهاى است كه پيوند دوستى و برادرى در آن ، به حدّى قوى و استوار باشد كه مردم ، احساس كنند همگى اعضاى يك پيكرند تا اگر عضوى احساس رنج و درد كرد ، ساير اعضا احساس مسئوليت و همدردى نمايند و در خدمت درمان آن باشند ، چنان كه از پيامبر خدا روايت شده است :
يَنبَغى لِلمُؤمِنينَ أن يَكونوا فيما بَينَهُم كَمَنزِلَةِ رَجُلٍ واحِدٍ ، إذَا اشتَكى عُضوٌ مِن جَسَدِهِ تَداعى سائِرُ جَسَدِهِ . « 1 »
شايسته است كه مؤمنان ، در ميان خود ، همانند يك تن باشند ، به گونهاى كه هر گاه عضوى از آن تن به درد آمد ، ساير اعضا ، همدردى كنند .
ساختن جامعهاى با اين ويژگى ، در گفتارْ آسان است ؛ امّا تحقّق عملى آن ، فوق العاده دشوار است . رسيدن به اين هدف ، تنها يك راه دارد و آن ، اخلاص در دوستى ، و برادرى براى خداست .
رازِ تأكيد احاديث اسلامى بر " برادرى در راه خدا " و " دوستى در راه خدا " اين است كه هدف از تشريع قانون برادرى كه همان وحدت كلمه و يكپارچگى امّت اسلامى است جز از اين راه ، قابل تحقّق نيست .
پنج . نقش برادرىِ دينى در تأسيس حكومت اسلامى
بر پايه متون دينىاى كه در اين بخش خواهد آمد ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله براى منسجم كردن هواداران خود ، دو بار از طرح پيوند برادرى بهره گرفت : يك بار قبل از هجرت ( در مكّه ) و بار دوم ، پس از هجرت به مدينه .
اين اقدام سياسى الهى ، بخصوص پس از هجرتِ مسلمانان به مدينه ، در تأسيس نخستين حكومت اسلامى ، نقشى بنيادين داشت ؛ زيرا جامعه اسلامى ، از
هامش
( 1 ) ر . ك : كنز العمال : ج 1 ص 154 ح 766 .