بار خدايا ! قوم مرا هدايت فرما ، كه اينان ناداناند ، و مرا بر آنان نصرت بخش تا دعوت مرا به فرمانبُردارى از تو ، پاسخ دهند .
و نيز هنگامى كه در جنگ احُد ، دندانش شكست و صورتش جراحت برداشت و اصحاب از او خواستند كه دشمنانش را نفرين كند ، فرمود :
إنّي لَم ابعَث لَعّانا ، و لكنّي بُعثتُ داعيا و رحمةً . اللّهمّ اهدِ قومى ؛ فإنَّهم لا يَعلمون . « 1 »
من براى لعن [ و نفرين ] مبعوث نشدهام ؛ بلكه براى دعوت [ به حق ] و از سر مِهر ، برانگيخته گشتهام . بار خدايا ! قوم مرا هدايت فرما كه آنان ناداناند .
در موارد ديگر نيز مكرّر به ايشان پيشنهاد نفرين فرستادن بر دشمنان مىشد و ايشان نهتنها نفرين نمىكرد ، بلكه آنها را دعا نيز مىنمود !
3 . مقصود از نفرين كردن يك طايفه
در شمارى از احاديث ، برخى از طوايف ( مانند قريش و بنىاميّه ) ، مورد نفرين اهل بيت عليهم السلام قرارگرفتهاند . بىترديد ، تنها افرادى از آن طوايف كه در واقع ، استحقاق چنان نفرينىرا دارند ، مقصود و مشمول آن نفرين خواهند بود . شاهد اين سخن ، احاديثى است كه افراد مورد لعنت را مشخص كردهاند يا احاديثى كه درباره سعد الخير و ديگر مؤمنان و نيكان بنى اميّه وارد شدهاند .
4 . نفرين شدن به دليل گناهى خاص
گاه بعضى از اشخاص ، مرتكب گناه خاصّى شدهاند كه مقتضاى حكمت ، نفرين كردن آنها به جهت همان گناه است ، مانند كتمان حديث ولايت . بايد توجه داشت كهاين گونه نفرينها در صورتى دلالت بر فساد اشخاص مورد اشاره دارند كه توبه و
هامش
( 1 ) . ر . ك نهج الدعاء با ترجمه فارسى : ج 2 ص 150 ح 1263 .