تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
مَن دَعا لِظالِمٍ بِالبَقاءِ ، فَقَد أحَبَّ أن يُعصَى اللّهُ فى أرضِهِ . « 1 » هر كس براى ماندگارى ستمگرى دعا كند ، دوست دارد كه خداوند در زمين ، نافرمانى شود . و اگر دعا ، براى هدايت آنها باشد ، بىفايده است ؛ زيرا آنها قابليت هدايت ندارند و چنين دعايى ، چه بسا تبعات سياسى اجتماعى زيانبارى نيز داشته باشد . حديث ديگرى از ايشان روايت شده است كه مىفرمايد : يَأتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ يَدعو فيهِ المُؤمِنُ لِلعامَّةِ ، فَيَقولُ اللّهُ تَعالى : ادعُ لِخاصَّةِ نَفسِكَ أستَجِب لَكَ فَأَمَّا العامَّةُ فَإِنّى عَلَيهِم ساخِطٌ . « 2 » زمانى فرا مىرسد كه در آن ، مؤمن براى همگان دعا مىكند . خداوند متعال مىفرمايد : " براى خودت دعا كن تا درخواستت را اجابت كنم ؛ همانا من از همگان خشمگين هستم " . اين حديث ، هر چند از نظر سندْ ضعيف است ؛ ليكن اگر ناظر به جامعه‌اى باشد كه غالب افرادش ستمكارند و روى از حق برتافته‌اند ، مضمون آن ، ايرادى ندارد ؛ زيرا "
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
؛ « 3 » خداوند ، آنچه را كه از آنِ قومى است ، تغيير نمىدهد ، تا وقتى كه خودشان آن را دگرگون سازند " . بر اين اساس ، اولياى خداوند ، نه تنها براى حاميان باطل و دشمنان حق و عدالتْ دعا نمىكردند ؛ بلكه گاه آنان را نفرين مىكردند .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : ج 75 ص 334 ح 69 . ( 2 ) حلية الأولياء : ج 6 ص 175 ، كنز العمّال : ج 11 ص 191 ح 31176 . ( 3 ) . الرعد : 11 .