تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
براى روشن شدن اين مسئله ، اين موضوع را در سه بخشِ " نظريّه جبر " ، " نظريّه تفويض " و " نظريّه نه جبر و نه تفويض " مورد بررسى قرار مىدهيم .

يك . نظريّه جبر

جبر ، در مقابل اختيار و آزادى است . انسان مجبور ، انسانى است كه قدرت و اختيار و آزادى ندارد . انسان در مورد عملى خاص ، وقتى قادر و مختار است كه توانايى اراده و انجام دادن آن عمل و نيز توانايى ترك اراده و انجام ندادن آن عمل را داشته باشد . علّامه حلّى در تعريف قدرت مىگويد : القدرة صفة تقتضى صحّة الفعل من الفاعل لا إيجابه ؛ فإنّ القادر هو الّذى يصحّ منه الفعل والترك معا . « 1 » قدرت ، صفتى است كه امكان صدور فعل از فاعل را به همراه دارد و نه لزوما تحقّق فعل را ؛ چرا كه قادر ، كسى است كه امكان انجام دادن يا انجام ندادن كار ( هر دو ) را با هم داشته باشد . بنابر اين انسان مجبور كسى است كه هيچ گونه قدرت و اختيار نداشته باشد . براى نمونه ، اگر دست و پاى كسى را ببندند و به زور در حلق او شراب بريزند ، هر چند اين شخص ، خوردن شراب را انجام مىدهد ، امّا در انجام دادن اين كار ، مختار نيست ؛ چرا كه نمىتوانسته آن را ترك كند . طرفداران نظريّه جبر ، معتقدند كه انسان در هيچ عملى اختيار ندارد و آزاد نيست ؛ يعنى هيچ عملى را نمىتوان يافت كه فعل و ترك آن براى انسان ممكن باشد .

طرفداران " نظريّه جبر " در علوم مختلف

نظريّه جبر ، در علوم مختلف ، طرفدارانى دارد و در هر علم ، منشأ خاصّى براى آن
هامش
( 1 ) كشف المراد : ص 248 .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 185 | محمد الريشهري