تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

تحليلى درباره جبر و تفويض و امر بين الأمرين

بحث جبر و تفويض ، از ديرباز ، ذهن انسان را به خود مشغول ساخته است . اگر به فلسفه باستان بنگريم ، مىبينيم كه در قرن چهارم پيش از ميلاد ، رواقيان به جبر « 1 » و اپيكوريان به تفويض « 2 » اعتقاد داشته‌اند . در عصر جديد نيز ، دكارت ، تفويضى است « 3 » و اسپينوزا ، جبرى « 4 » . در قرآن كريم آمده است كه مشركان مكّه به منظور توجيه شرك آوردن خويش ، از نظريّه جبر ، سود مىجسته‌اند :
" سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا .
« 5 » كسانى كه شرك ورزيدند ، به زودى خواهند گفت : " اگر خدا مىخواست ، نه ما و نه پدرانمان شرك نمىورزيديم " " . گزارش‌هاى تاريخى نشان مىدهند كه در صدر اسلام نيز اعتقاد به جبر و يا دست كم ، پرسش درباره اين مسئله به طور جدّى ، مطرح بوده است . « 6 »
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفه : ج 1 ص 537 538 . ( 2 ) تاريخ فلسفه : ص 557 . ( 3 ) اصول فلسفه : اصل 35 ص 62 ، تأمّلات : ص 63 . ( 4 ) اخلاق : ص 119 . ( 5 ) انعام : آيه 148 . ( 6 ) ر . ك : طبقات المعتزلة : ص 9 11 ، تاريخ المذاهب الإسلاميّة : ص 95 .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 184 | محمد الريشهري