تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
شيطانى بميرد ، هيچ معرفتى براى رساندن انسان به زندگى مطلوبش سودمند نيست . همان گونه كه در كلام زيباى امير مؤمنان آمد ، عقل طبع ، نقش چشم را دارد و عقل تجربه ، نقش خورشيد را . براى ديدن حقايق ، هم چشم سالم لازم است و هم نور خورشيد ، و چنان كه نور خورشيد نمىتواند جلوى لغزش نابينا را بگيرد ، عقل تجربه هم نمىتواند مانع لغزش و انحطاط كسانى گردد كه عقل طبع آنان مرده است .

فرق عاقل و عالم

در درآمد بخش چهارم خواهد آمد كه واژه " علم " در متون اسلامى ، دو كاربرد دارد : يكى جوهر و حقيقت علم ، و ديگرى ، پوسته و ظاهر آن . در كاربرد اوّل ، عقل و علم ، تلازم دارند ، همان گونه كه امير مؤمنان فرموده است : العَقلُ وَ العِلمُ مَقرونانِ فى قَرنٍ لا يَفتَرِقانِ و لايَتَبايَنانِ . « 1 » خرد و دانش ، همراه‌اند ؛ نه از يكديگر جدا مىشوند و نه با يكديگر ستيز مىكنند . بر اين مبنا فرقى ميان عالم و عاقل نيست . عاقل ، عالم است و عالم ، عاقل . خداوند نيز فرموده است :
" وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ .
« 2 » و اين مثل‌ها راى براى مردم مىزنيم ؛ و [ لى ] جز دانشوران ، آنها راى در نمىيابند " . امّا در كاربرد دوم ، عاقل و عالم ، متفاوت‌اند و علم ، به عقل نيازمند است ؛ چرا كه ممكن است كسى عالم باشد ، ولى عاقل نباشد . اگر علمْ همراه عقل شد ، براى عالِم و عالَم ، سودمند است ، و اگر از عقل جدا شد ، نه تنها سودمند نيست ، بلكه زيانبار و خطرناك است .
هامش
( 1 ) ر . ك : دانش‌نامه عقايد اسلامى : معرفت‌شناسى / ح 315 . ( 2 ) عنكبوت : آيه 43 .