جالب توجّه است كه از ايشان همين تقسيم ، درباره علم ، روايت شده است :
العِلمُ عِلمانِ : مَطبوعٌ ومَسموعٌ ولايَنفَعُ المَسموعُ إذا لَم يَكُنِ المَطبوعُ . « 1 »
دانش ، دو گونه است : مطبوع ومسموع . دانش مسموع ، بدون دانش طبيعي ، سودمند نيست .
سؤال ، اين است كه عقل وعلمِ مطبوع چيست وچه تفاوتى با عقل وعلم مسموع دارد ، وچرا اگر عقل وعلمِ مطبوع نباشد ، عقل تجربه وعلم مسموع براي انسان مفيد نيست ؟
پاسخ ، اين است كه به حسب ظاهر ، مقصود از عقل وعلم مطبوع ، معارفى هستند كه خداوند متعال در طبيعت همه انسانها نهاده تا بتوانند راه كمال را بيابند وبه مقصد نهايى آفرينش خود ، راه يابند . قرآن كريم ، از اين معارف فطرى به " الهام فجور وتقوا " تعبير كرده است :
" وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها .
« 2 »
سوگند به نفس وآن كس كه آن رأى درست كرد [ و ] سپس پليدكارى وپرهيزگارىاش رأى به آن ، الهام كرد " .
عقل طبع كه امروزه از آن به وجدان اخلاقى ياد مىشود هم مبدأ ادراك است وهم مبدأ تحريك ، واگر بر أساس تعاليم پيامبران الهى أحيا شود ورشد كند ، انسان مىتواند از ساير معارفى كه از طريق تحصيل وتجربه مىاندوزد ، بهره بگيرد وبه حيات طيّبه انساني دست يابد .
اگر عقل طبع ( وجدان اخلاقى ) در اثر پيروى از تمايلات نفساني ووساوس
هامش
( 1 ) ر . ك : دانشنامه عقايد اسلامى : معرفتشناسى / ح 1284 .
( 2 ) شمس : آية 7 8 .