بر اساس آن قضاوت كند ، در بهشت است و قاضىاى كه حق را بشناسد و دانسته منحرف شود يا او كه بدون علم قضاوت كند ، هر دو در جهنمند .
2754 . لسان القاضي بين طريقين : امّا الى جنّة و امّا الى نار .
زبان قاضى ميان دو راه است : يا به سوى بهشت و يا به سوى جهنم مىرود .
2755 . ليأتيننّ على القاضى العادل يوم القيامة ساعة يتمنّى أنّه لم يقض بين اثنين في تمرة قطّ .
در روز قيامت ، لحظهاى براى قاضى عادل فرا مىرسد كه آرزو مىكند كاش هرگز ميان دو نفر حتى دربارهء دانهء خرمايى قضاوت نكرده بود .
2756 . ما من قاض من قضاة المسلمين الّا و معه ملكان يسدّ دانه الى الحقّ ما لم يرد غيره فان أراد غيره و جار متعمّدا تبرّ . منه الملكان و وكلاه الى نفسه .
هر قاضى مسلمانى ، دو فرشتهء موكل دارد كه او را تا زمانى كه غير از حق نخواهد ، بر آن استوار مىدارند و اگر غير از حق را قصد كند و عمدى منحرف شود ، فرشتگان از او برى مىشوند و كار او را به خودش وا مىگذارند .
2757 . من حكم بين اثنين كما اليه فلم يقض بينهما بالحقّ فعليه لعنة اللّه .
هر كس ميان دو نفر كه براى داورى نزد او آمدهاند ، داورى كند و بر اساس حق ميانشان قضاوت نكند ، لعنت خداوند بر او باد !
2758 . من ابتلى بالقضاء بين المسلمين فليعدل بينهم في لحظه و اشارته و مجلسه .
هر كس به قضاوت ميان مسلمانان دچار شود ، ميان آنان در نگاه و اشاره و جاى نشستن ، به عدالت رفتار كند .
نهج — صفحة 556
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٥٥٦