تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
2736 . صاحب الدّين مغلول في قبره لا يفكّه الّا قضاء دينه . قرض دار در قبرش در غل است و چيزى غير از پرداخت قرضش غل او را باز نمىكند . 2737 . ألدّين دينان . فمن مات و هو ينوي قضاءه فأنا وليّه و من مات و لا ينوي قضاءه فذاك الّذي يؤخذ من حسناته ليس يومئذ دينار و لا درهم . قرض دو گونه است . پس هر كس بميرد و در دل داشته باشد كه قرض خود را بپردازد ، من ولى او هستم . و هر كس بميرد و در دل داشته باشد كه قرض خود را ندهد ، در برابر آن ، از اعمال نيك او بردارند ؛ كه در آن روز ، دينار و درهمى نخواهد بود . 2738 . ألدّين راية اللّه في الأرض فاذا أراد أن يذلّ عبدا وضعها في عنقه . قرض پرچم خداوند بر روى زمين است و هر گاه بخواهد بنده‌اى را ذليل كند ، آن را بر گردنش مىگذارد . 2739 . ألدّين شين الدّين . قرض سبب خوارى دين است . 2740 . قرض الشّىء خير من صدقته . قرض دادن چيزى ، بهتر از صدقه دادن آن است . 2741 . قرض مرّتين خير من صدقة مرّة . دو بار قرض دادن ، از يك بار صدقه دادن بهتر است . 2742 . كلّ قرض صدقة .