2736 . صاحب الدّين مغلول في قبره لا يفكّه الّا قضاء دينه .
قرض دار در قبرش در غل است و چيزى غير از پرداخت قرضش غل او را باز نمىكند .
2737 . ألدّين دينان . فمن مات و هو ينوي قضاءه فأنا وليّه و من مات و لا ينوي قضاءه فذاك الّذي يؤخذ من حسناته ليس يومئذ دينار و لا درهم .
قرض دو گونه است . پس هر كس بميرد و در دل داشته باشد كه قرض خود را بپردازد ، من ولى او هستم . و هر كس بميرد و در دل داشته باشد كه قرض خود را ندهد ، در برابر آن ، از اعمال نيك او بردارند ؛ كه در آن روز ، دينار و درهمى نخواهد بود .
2738 . ألدّين راية اللّه في الأرض فاذا أراد أن يذلّ عبدا وضعها في عنقه .
قرض پرچم خداوند بر روى زمين است و هر گاه بخواهد بندهاى را ذليل كند ، آن را بر گردنش مىگذارد .
2739 . ألدّين شين الدّين .
قرض سبب خوارى دين است .
2740 . قرض الشّىء خير من صدقته .
قرض دادن چيزى ، بهتر از صدقه دادن آن است .
2741 . قرض مرّتين خير من صدقة مرّة .
دو بار قرض دادن ، از يك بار صدقه دادن بهتر است .
2742 . كلّ قرض صدقة .
نهج — صفحة 553
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٥٥٣