تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
گويا در دنيا پاىبندى به حق ، بر غير ما واجب شده است و گويا در دنيا مرگ براى غير ما مقرر شده است و گويا مردگانى كه تشييعشان مىكنند ، مسافرانىاند كه به زودى به سوى ما باز مىگردند . جسمشان را در گور مىگذاريم و ميراثشان را مىخوريم . گويا ما پس از آنان جاودانيم ، كه همهء اندرزها را فراموش كرده‌ايم و از همهء حادثه‌ها در امانيم . 1712 . كن فى الدّنيا كأنّك غريب أو عابر سبيل و عدّ نفسك من أصحاب القبور . در دنيا آن گونه باش كه گويا غريبى يا رهگذر و خود را از اهل قبور بدان . 1713 . الدّنيا دول فما كان لك أتاك على ضعفك و ما كان منها عليك لم تدفعه بقوّتك . دنيا تغيير مىكند . پس آن چه براى تو است ، اگر ناتوان هم باشى ، به تو خواهد رسيد و زيانى را كه نصيب تو است ، با توان خود نمىتوانى دفع كنى . 1714 . ألدّنيا سبعة أيّام من أيّام الآخرة . دنيا مساوى با هفت روز آخرت است . 1715 . ألدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر . دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است . 1716 . لو كانت الدّنيا تعدل عند اللّه جناح بعوضة ما سقى كافرا منها شربة ماء . اگر ارزش دنيا نزد خداوند با بال پشه‌اى برابر بود ، يك جرعه آب از آن را به كافرى نمىنوشانيد . 1717 . ليكن بلاغ أحدكم من الدّنيا زاد الرّاكب .