تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
بهرهء هر يك از شما از اين دنيا مانند توشهء مسافر باشد . 1718 . لا يشغلوا قلوبكم بذكر الدّنيا . قلب‌هايتان را به ياد دنيا مشغول نكنيد . 1719 . لا يزداد الأمر الّا شدّة و لا الدّنيا الّا ادبارا و لا النّاس الّا شحّا . كارها غير از سختى نمىافزايند و دنيا جز به سوى ادبار نمىرود و مردم همواره بخيل‌تر مىشوند . 1720 . ما الدّنيا في الآخرة الّا كما يجعل أحدكم اصبعه السّبّابة فى اليمّ فلينظر بم يرجع . دنيا نسبت به آخرت ، مانند آن است كه يكى از شما انگشت سبّابهء خود را در دريا بگذارد ، پس بنگرد كه از دريا چه اندازه بر مىدارد . 1721 . ما أخذت الدّنيا من الآخرة الّا كما أخذ المخيط غرس في البحر من مائه . دنيا آن اندازه از آخرت قدر گرفته است كه سوزنى را در دريا فرو كنند و از آب آن برگيرد . 1722 . ما زويت الدّنيا عن أحد الّا كانت خيرا له . دنيا را از كسى نمىگيرند مگر آن كه خير او در آن است . 1723 . مثل هذه الدّنيا مثل ثوب شقّ من أوّله الى آخره فبقى متعلّقا بخيط في آخره فيوشك ذلك الخيط أن ينقطع . مثل اين دنيا مانند جامه‌اى است كه سراسر آن دريده شده و آخر آن به نخى آويخته است و نزديك است كه آن نخ هم پاره شود .
نهج — صفحة 349 | ابو القاسم پاينده