بهرهء هر يك از شما از اين دنيا مانند توشهء مسافر باشد .
1718 . لا يشغلوا قلوبكم بذكر الدّنيا .
قلبهايتان را به ياد دنيا مشغول نكنيد .
1719 . لا يزداد الأمر الّا شدّة و لا الدّنيا الّا ادبارا و لا النّاس الّا شحّا .
كارها غير از سختى نمىافزايند و دنيا جز به سوى ادبار نمىرود و مردم همواره بخيلتر مىشوند .
1720 . ما الدّنيا في الآخرة الّا كما يجعل أحدكم اصبعه السّبّابة فى اليمّ فلينظر بم يرجع .
دنيا نسبت به آخرت ، مانند آن است كه يكى از شما انگشت سبّابهء خود را در دريا بگذارد ، پس بنگرد كه از دريا چه اندازه بر مىدارد .
1721 . ما أخذت الدّنيا من الآخرة الّا كما أخذ المخيط غرس في البحر من مائه .
دنيا آن اندازه از آخرت قدر گرفته است كه سوزنى را در دريا فرو كنند و از آب آن برگيرد .
1722 . ما زويت الدّنيا عن أحد الّا كانت خيرا له .
دنيا را از كسى نمىگيرند مگر آن كه خير او در آن است .
1723 . مثل هذه الدّنيا مثل ثوب شقّ من أوّله الى آخره فبقى متعلّقا بخيط في آخره فيوشك ذلك الخيط أن ينقطع .
مثل اين دنيا مانند جامهاى است كه سراسر آن دريده شده و آخر آن به نخى آويخته است و نزديك است كه آن نخ هم پاره شود .
نهج — صفحة 349
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٣٤٩