پادشاهى كرد بيمار و مرگش نزديك شد . پادشاهى را به پسرش اورمزد سپرد . وى را پندهاى نيكو داد و گفت :
به يزدان گراى و سخن زو فزاى * كه اويست روزى ده و رهنماى
تو بيدار باش و جهاندار باش * جهان ديدگان را خريدار باش
بجز داد و خوبى مكن در جهان * پناه كِهان باش و فرّ مهان
مزن بر كم آزار بانگ بلند * چو خواهى كه بختت بود يارمند
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى) — صفحة 513
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٥١٣