پادشاهى بهرام
بهرام چون بر اورنگ شاهى برآمد همهء نامداران و گرانمايگان را انجمن كرد و آنان را به پندهاى بلند اندرز داد . گفت : پيوسته از بدى بپرهيزيد ، و دست آز و هوس را كوتاه داريد . به گاهِ خشم خويشتندار باشيد . ستيزه پسنديده نيست . بيكارى و تن آسانى دشمن جان است .
تخت سپردن بهرام پسر اورمزد پسر خود را
به شنيدن اين سخنان سودمند همهء نامداران بر او آفرين خواندند .
روزگار پادشاهى بهرام نيز ديرى نپاييد . چون مرگش فراز آمد پسرش را كه همنامش بود به جانشينى برگزيد و پندش داد چنان با مردم رفتار كند كه چون در روز شمار از او بپرسند نزد پروردگار شرمسار نباشد .
دل زيردستان را به داد و دهش شاد دارد .
بهرام پس از سه سال و سه ماه و سه روز پادشاهى ديده از جهان فرو بست ، و پسرش بهرام بر او دخمهاى باشكوه برآورد .
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى) — صفحة 515
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٥١٥