تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
ز كار جهان ماند اندر شگفت * دژم گشت و لب را بدندان گرفت
بديشان چنين گفت كاين روز چند * بداريد هر دو لبان را ببند
من ايدر نه از بهر جنگ آمدم * برنج از پى نام و ننگ آمدم
كسى را كه دختر بود آبكش * پسر در غم و باب در خواب خوش
پدر آسمان باد و مادر زمين * نخوانم برين روزگار آفرين
پس از كلبه برخاست مرد جوان * بنزديك ارجاسپ آمد دوان
به دو گفت كاى شاه فرخنده باش * جهاندار تا جاودان زنده باش
يكى ژرف دريا درين راه بود * كه بازارگان زان نه آگاه بود
ز دريا برآمد يكى كژّ باد * كه ملاح گفت آن ندارم به ياد
بكشتى همه زار و گريان شديم * ز جان و تن خويش بريان شديم
پذيرفتم از دادگر يك خداى * كه گر يابم از بيم دريا رهاى
يكى بزم سازم بهر كشورى * كه باشد بران كشور اندر سرى
بخواهنده بخشم كم و بيش را * گرامى كنم مرد درويش را
كنون شاه ما را گرامى كند * بدين خواهش امروز نامى كند
ز لشكر سرافراز گردان كه‌اند * بنزديك شاه جهان ارجمند
چنين ساختستم كه مهمان كنم * وزين خواهش آرايش جان كنم
چو ارجاسپ بشنيد زان شاد شد * سر مرد نادان پر از باد شد
بفرمود كان كو گرامىترست * وزين لشكر امروز نامىترست
بايوان خرّاد مهمان شوند * و گرمى بود پاك مستان شوند
به دو گفت شاها ردا بخردا * جهاندار و بر موبدان موبدا
مرا خانه تنگست و كاخ بلند * برين بارهء دژ شويم ارجمند
در مهر ماه آمد آتش كنم * دل نامداران بمى خوش كنم
به دو گفت زان راه رو كت هواست * بكاخ اندرون ميزبان پادشاست
بيامد دمان پهلوان شادكام * فراوان بر آورد هيزم به بام
بكشتند اسپان و چندى بره * كشيدند بر بام دژ يك سره
ز هيزم كه بر بارهء دژ كشيد * شد از دود روى هوا ناپديد
مى آورد چون هرچ بد خورده شد * گسارندهء مى ورا برده شد
همه نامداران برفتند مست * ز مستى يكى شاخ نرگس بدست

[ تاختن پشوتن به رويين دژ ]

شب آمد يكى آتشى برفروخت * كه تفّش همى آسمان را بسوخت
چو از ديده گه ديده‌بان بنگريد * بشب آتش و روز پر دود ديد
ز جايى كه بد شادمان باز گشت * تو گفتى كه با باد همباز گشت
چو از راه نزد پشوتن رسيد * بگفت آنچ از آتش و دود ديد
پشوتن چنين گفت كز پيل و شير * بتنبل فزونست مرد دلير
كه چشم بدان از تنش دور باد * همه روزگاران او سور باد
بزد ناى رويين و رويينه خم * بر آمد ز در نالهء گاو دم
ز هامون سوى دژ بيامد سپاه * شد از گرد خورشيد تابان سياه