تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
سروهاش چون آبنوسى فرسپ * چو خشم آورد بگذرد بر دو اسپ
از ايدر بسى نامور قيصران * برفتند با گرزهاى گران
از آن بيشه ناكام باز آمدند * پر از ننگ و تن پر گداز آمدند
به دو گفت گشتاسپ كان تيغ سلم * بياريد و اسپى سرافراز گرم
همى اژدها خوانم اين را نه گرگ * تو گرگى مدان از هيونى بزرگ
چو بشنيد ميرين زانجا برفت * سوى خانهء خويش تازيد تفت
ز آخُر گزين كرد اسپى سياه * گرانمايه خفتان و رومى كلاه
همان مايه‌ور تيغ الماس‌گون * كه سلم آب دادش بزهر و به خون
بسى هديه بگزيد با آن ز گنج * ز ياقوت و گوهر همه پنج پنج
چو خورشيد پيراهن قيرگون * بدرّيد و آمد ز پرده برون
جهانجوى ميرين ز ايوان برفت * بيامد بنزديك هيشوى تفت
ز نخچير گشتاسپ زانسو كشيد * نگه كرد هيشوى و او را بديد
از آن اسپ و شمشير و خيره شدند * چو نزديك تر شد پذيره شدند
چو گشتاسپ آن هديها بنگريد * همان اسپ و تيغ از ميان برگزيد
دگر چيز بخشيد هيشوى را * بياراست جان جهانجوى را
بپوشيد گشتاسپ خفتان چو گرد * به زير اندر آورد اسپ نبرد
بزه بر كمان و ببازو كمند * سوارى سرافراز و اسپى بلند
همى رفت هيشوى با او به راه * جهانجوى ميرين فرياد خواه
چنين تا لب بيشهء فاسقون * برفتند پيچان و دل پر ز خون

[ كشتن گشتاسب گرگ را ]

چو نزديك شد بيشه و جاى گرگ * بپيچيد ميرين و مرد سترگ
بگشتاسپ بنمود بانگشت راست * كه آن اژدها را نشيمن كجاست
وزو بازگشتند هر دو به درد * پر از خون دل و ديده پر آب زرد
چنين گفت هيشوى كان سر فراز * دليرست و دانا و هم رزمساز
بترسم بروبر ز چنگال گرگ * كه گردد تباه اين جوان سترگ
چو گشتاسپ نزديك آن بيشه شد * دل رزمسازش پر انديشه شد
فرود آمد از بارهء سرفراز * به پيش جهاندار و بردش نماز
همى گفت ايا پاك پروردگار * فروزندهء گردش روزگار
تو باشى بدين بد مرا دستگير * ببخشاى بر جان لهراسپ پير
كه گر بر من اين اژدهاى بزرگ * كه خواند و را ناخردمند گرگ
شود پادشا چون پدر بشنود * خروشان شود زان سپس نغنود
بماند پر از درد چون بيهشان * بهر كس خروشان و جويا نشان
اگر من شوم زين بد دد ستوه * بپوشم سر از شرم پيش گروه
بگفت اين و بر بارگى بر نشست * خروشان و جوشان و تيغى بدست
كمانى بزه بر ببازو درون * همى رفت بيدار دل پر ز خون
ز ره چون بتنگ اندر آمد سوار * بغريد برسان ابر بهار
چو گرگ از در بيشه او را بديد * خروشى بابر سيه بركشيد
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 631 | حكيم أبو القاسم الفردوسي