تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
بپيروزى و مردى و مهر و راى * كه شاهيت بادا هميشه بجاى
چه مهتر كه پاى ترا خاك نيست * چه زهر آنك نام تو ترياك نيست
يكى ناسزا آگهى يافتم * بدان آگهى تيز بشتافتم
ستاره شناسان و كنداوران * ز هر كشورى آنك ديدم سران
ز قنوج و ز دنور و مرغ و ماى * برفتند با زيج هندى ز جاى
بدان تا بجويند راز سپهر * كز ايران چرا پاك ببريد مهر
از ايران كس آمد كه پيروز شاه * بفرمود تا پردهء بارگاه
نه بردارد از پيش سالار بار * بپوشد ز ما چهرهء شهريار
من از درد ايرانيان چون عقاب * همى تاختم همچو كشتى بر آب
بدان تا بپرسم ز شاه جهان * ز چيزى كه دارد همى در نهان
بسه چيز هر كار نيكو شود * همان تخت شاهى بىآهو شود
بگنج و برنج و بمردان مرد * بجز اين نشايد همى كار كرد
چهارم بيزدان ستايش كنيم * شب و روز او را نيايش كنيم
كه اويست فرياد رس بنده را * همو باز دارد گراينده را
بدرويش بخشيم بسيار چيز * اگر چند چيز ارجمندست نيز
بدان تا روان تو روشن كند * خرد پيش مغز تو جوشن كند

[ پاسخ دادن كىخسرو زال را ]

چو بشنيد خسرو ز دستان سخن * يكى دانشى پاسخ افگند بن
به دو گفت كاى پير پاكيزه مغز * همه راى و گفتارهاى تو نغز
ز گاه منوچهر تا اين زمان * نه‌اى جز بىآزار و نيكى گمان
همان نامور رستم پيل تن * ستون كيان نازش انجمن
سياوش را پروراننده اوست * به دو نيكويها رساننده اوست
سپاهى كه ديدند گوپال او * سر ترگ و برز و فر و يال او
بسى جنگ ناكرده بگريختند * همه دشت تير و كمان ريختند
بپيش نياكان من كينه خواه * چو دستور فرخ نماينده راه
و گر نام و رنج تو گيرم به ياد * بماند سخن تازه تا صد نژاد
ز گفتار چرب ار پژوهش كنم * ترا اين ستايش نكوهش كنم
دگر هرچ پرسيدى از كار من * ز نادادن بار و آزار من
بيزدان يكى آرزو داشتم * جهان را همه خوار بگذاشتم
كنون پنج هفتست تا من بپاى * همى خواهم از داور رهنماى
كه بخشد گذشته گناه مرا * درخشان كند تيره گاه مرا
برد مر مرا زين سپنجى سراى * بود در همه نيكوى رهنماى
نماند كزين راستى بگذرم * چو شاهان پيشين بپيچيد سرم
كنون يافتم هرچ جستم ز كام * ببايد پسيچيد كآمد خرام
سحرگه مرا چشم بغنود دوش * ز يزدان بيامد خجسته سروش
كه بر ساز كآمد گه رفتنت * سر آمد نژندى و ناخفتنت
كنون بارگاه من آمد بسر * غم لشكر و تاج و تخت و كمر
غمى شد دل ايرانيان را ز شاه * همه خيره گشتند و گم كرده راه
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 608 | حكيم أبو القاسم الفردوسي