تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
همى راه جويند نزديك شاه * ز راه دراز آمده دادخواه
چو سالار هشيار بشنيد رفت * بنزديك خسرو خراميد تفت
بگفت آنچ بشنيد و فرمان گزيد * بپيش اندر آوردشان چون سزيد
بكش كرده دست و زمين را به روى * ستردند زارى كنان پيش اوى
كه اى شاه پيروز جاويد زى * كه خود جاودان زندگى را سزى
ز شهرى بداد آمدستيم دور * كه ايران ازين سوى زان سوى تور
كجا خان ارمانش خوانند نام * و ز ارمانيان نزد خسرو پيام
كه نوشه زى اى شاه تا جاودان * بهر كشورى دسترس بر بدان
بهر هفت كشور توى شهريار * ز هر بد تو باشى بهر شهريار
سر مرز توران در شهر ماست * از يشان بما بر چه مايه بلاست
سوى شهر ايران يكى بيشه بود * كه ما را بدان بيشه انديشه بود
چه مايه به دو اندرون كشتزار * درخت برآور همه ميوه دار
چراگاه ما بود و فرياد ما * ايا شاه ايران بده داد ما
گراز آمد اكنون فزون از شمار * گرفت آن همه بيشه و مرغزار
بدندان چو پيلان بتن همچو كوه * وزيشان شده شهر ارمان ستوه
هم از چارپايان و هم كشتمند * از يشان بما بر چه مايه گزند
درختان كشته نداريم ياد * بدندان به دو نيم كردند شاد
نيايد بدندانشان سنگ سخت * مگر مان بيك باره برگشت بخت
چو بشنيد گفتار فرياد خواه * به درد دل اندر بپيچيد شاه
بريشان ببخشود خسرو به درد * بگردان گردنكش آواز كرد
كه اى نامداران و گردان من * كه جويد همى نام ازين انجمن
شود سوى اين بيشهء خوك خورد * بنام بزرگ و بننگ و نبرد
ببرّد سران گرازان بتيغ * ندارم ازو گنج گوهر دريغ
يكى خوان زرين بفرمود شاه * كه بنهاد گنجور در پيشگاه
ز هر گونه گوهر برو ريختند * همه يك بديگر بر آميختند
ده اسب گرانمايه زرّين لگام * نهاده برو داغ كاوس نام
بديباى رومى بياراستند * بسى ز انجمن نامور خواستند
چنين گفت پس شهريار زمين * كه اى نامداران با آفرين
كه جويد بآزرم من رنج خويش * ازان پس كند گنج من گنج خويش
كس از انجمن هيچ پاسخ نداد * مگر بيژن گيو فرخ نژاد
نهاد از ميان گوان پيش پاى * ابر شاه كرد آفرين خداى
كه جاويد بادى و پيروز و شاد * سرت سبز باد و دلت پر ز داد
[ گرفته بدست اندرون جام مى * شب و روز بر ياد كاوس كى ]
كه خرم بمينو بود جان تو * بگيتى پراگنده فرمان تو
من آيم بفرمان اين كار پيش * ز بهر تو دارم تن و جان خويش
چو بيژن چنين گفت گيو از كران * نگه كرد و آن كارش آمد گران
نخست آفرين كرد مر شاه را * ببيژن نمود آنگهى راه را
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 435 | حكيم أبو القاسم الفردوسي