تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
ز ديوان جنگى ده و دو هزار * بشب پاسبانند بر چاهسار
چو پولادغندى سپهدار اوى * چو بىدست و سنجه نگهدار اوى
يكى كوه يا بى مر او را بتن * بر و كتف و يالش بود ده رسن
ترا با چنين يال و دست و عنان * گذارندهء گرز و تيغ و سنان
چنين برز و بالا و اين كاركرد * نه خوب است با ديو جستن نبرد
كزو بگذرى سنگلاخست و دشت * كه آهو بران ره نيارد گذشت
چو زو بگذرى رود آبست پيش * كه پهناى او بر دو فرسنگ بيش
كنارنگ ديوى نگهدار اوى * همه نرّه ديوان بفرمان اوى
و زان روى بزگوش تا نرم پاى * چو فرسنگ سيصد كشيده سراى
ز بزگوش تا شاه مازندران * رهى زشت و فرسنگهاى گران
پراگنده در پادشاهى سوار * همانا كه هستند سيصد هزار
ز پيلان جنگى هزار و دويست * كزيشان به شهر اندرون جاى نيست
نتابى تو تنها و گر ز آهنى * بسايدت سوهان آهرمنى
چنان لشكرى با سليح و درم * نبينى از يشان يكى را دژم
بخنديد رستم ز گفتار اوى * به دو گفت اگر با منى راه جوى
ببينى كزين يك تن پيل تن * چه آيد بران نامدار انجمن
بنيروى يزدان پيروزگر * ببخت و بشمشير تيز و هنر
چو بينند تاو بر و يال من * بجنگ اندرون زخم گوپال من
بدرّد پى و پوستشان از نهيب * عنان را ندانند باز از ركيب
ازان سو كجا هست كاوس كى * مرا راه بنماى و بردار پى
نياسود تيره شب و پاك روز * همى راند تا پيش كوه اسپروز
بدانجا كه كاوس لشكر كشيد * ز ديوان جادو به دو بد رسيد
چو يك نيمه بگذشت از تيره شب * خروش آمد از دشت و بانگ جلب
بمازندران آتش افروختند * بهر جاى شمعى همى سوختند
تهمتن به اولاد گفت آن كجاست * كه آتش بر آمد همى چپ و راست
در شهر مازندران است گفت * كه از شب دو بهره نيارند خفت
بدان جايگه باشد ارژنگ ديو * كه هزمان برآيد خروش و غريو

[ خوان ششم جنگ رستم و ارژنگ ديو ]

بخفت آن زمان رستم جنگجوى * چو خورشيد تابنده بنمود روى
بپيچيد اولاد را بر درخت * بخم كمندش در آويخت سخت
بزين اندر افگند گرز نيا * همى رفت يكدل پر از كيميا
يكى مغفرى خسروى بر سرش * خوى آلوده ببر بيان در برش
به ارژنگ سالار بنهاد روى * چو آمد بر لشكر نامجوى
يكى نعره زد در ميان گروه * تو گفتى بدرّيد دريا و كوه
برون آمد از خيمه ارژنگ ديو * چو آمد به گوش اندرش آن غريو
چو رستم بديدش بر انگيخت اسپ * بيامد بر وى چو آذر گشسپ
سر و گوش بگرفت و يالش دلير * سر از تن بكندش بكردار شير
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 143 | حكيم أبو القاسم الفردوسي