تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
داخل شد و سلام كرد گفت : هرگز نديده بودم كه دو خليفه در عصرى بوده باشند ، تو در اين شهر خليفه‌اى ، و موسى بن جعفر در مدينه خليفه است ، و مردم از اطراف عالم خراج براى او مىآورند ، و خزانه‌اى بهم رسانيده است ، و اموال و اسلحهء بسيار جمع كرده است . پس هارون امر كرد كه دويست هزار درهم به او بدهند ، و چون آن بدبخت به خانه برگشت ، دردى در حلقش بهم رسيد ، و در همان شب به جزاى خود رسيد ، و از آن زرها منتفع نشد . و به روايت ديگر : بعد از چند روز چيزى او را عارض شد ، و جميع احشاء و امعاى او به زير او آمد ، و چون آن زر را از براى او آوردند در حالت نزع بود ، و از آن زرها بجز حسرت چيزى از براى او نماند ، و زرها را به خزانهء خليفه بر گردانيدند . و در آن سال كه سال صد و هفتاد و نهم هجرت بود هارون لعين براى استحكام خلافت اولاد خود به گرفتن حضرت امام موسى عليه السلام ارادهء حج كرد ، و تمهيد چند نمود ، و آخر الأمر آن حضرت عليه السلام را به سم شهيد نمودند . و ايضاً از اين قبيل است مضمون حديث طويلى كه روايت نموده است آن را قطب راوندى به سند معتبر ، از حضرت صادق عليه السلام كه ، زيد بن حسن بن على با پدرم مخاصمه داشت در اوقاف حضرت رسول صلى الله عليه و آله ، و مىگفت : فرزند حضرت امام حسن عليه السلام كه فرزند بزرگ‌تر است اولى است از فرزندان حضرت امام حسين عليه السلام ، و حضرت امام باقر عليه السلام او را نصيحت كرد كه از اين دعواى ناحق بگذرد ، و با دوستان خدا بى جهت مخاصمه مكن ، و اگر خواهى معجزه بر تو ظاهر كنم كه بدانى كه حق با من است ، و چندين معجزه بر او ظاهر نمود كه در موضع خود مرقوم شده . پس زيد سوگند ياد كرد كه ديگر منازعه و مخاصمه با پدرم نكند ، و زيد در