تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
به آنچه عمر گفته بود و گريست . پس بيرون آمد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، پس ندا فرمود : كه الصلاة جامعة ، و اين كلامى بود كه چون ارادهء جمعيت مردم مىنمودند اين كلام را فى فرموند ، پس جمع شدند مردمان ، پس فرمود پيغمبر صلى الله عليه و آله : چيست به خاطر جماعتى كه گمان دارند كه به تحقيق خويشى و قرابت من نفع نمىدهد ، اگر به تحقيق نزديك شود مقام محمود و پسنديده ، البتّه شفاعت دو قبيله بى آب حاء و حكم مىنمايم ، چون شفاعت اقارب خود نخواهم نمود ، و قرابت من نفع نخواهد داد ، سؤال نمىكند امروز از من احدى كه كيست پدرش مگر آن كه خبر دهم او را از پدرش . پس بر خواست مردى نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و گفت : كيست پدر من يا رسول اللَّه ؟ فرمود حضرت رسول صلى الله عليه و آله : پدر تو غير آن كسى است كه تو را منسوب به او مىسازند ، پدر تو فلان بن فلان است ، پس برخواست ديگرى و گفت : كيست پدر من يا رسول اللَّه ؟ حضرت فرمود : پدر تو آن كسى است كه تو را به او منسوب مىسازند . بعد از آن گفت رسول صلى الله عليه و آله : كه چيست به خاطر آن كه مىگويد به دروغ قرابت من نفع نمىدهد ، سؤال نمىكند كه پدرش كيست ؟ پس برخواست عمر به سوى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و گفت : پناه مىبرم به خدا يا رسول اللَّه از غضب خدا و از غضب رسول خدا ، به بخش مرا كه خدا به بخشد تو را ، پس فرو فرستاد خداى تعالى اين آيه را كه
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا )
تا آخر . و اين حديث در باب مدح الذرّية الطيبة و ثواب صلتهم از كتاب بحار الأنوار نيز مذكور است « 1 » .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 96 : 219 - 220 ح 9 .
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 412 | السيد مهدي الرجائي / مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )