عظمت كه مستلزم انواع عذاب باشد ، و چون آن عقوبت بر من نازل گردد شما مالك نتوانيد شد ، و قادر نخواهيد بود براى من از عذاب خدا چيزى را .
پس چگونه به جهت نصيحت نمودن و اشفاق براى شما در اين امر خطيرى كه افتراست بر خدا جرأت كنم ، و بر اين معصيت عظيم اقدام نمايم ، و به استظهار و استعانت كدام شما خود را در مظنّهء عقوبت اندازم ، پس در وعيد ايشان مىفرمايد : كه خدا داناتر است به آنچه شروع مىكنند در آن از قدح و طعن در آيات قرآن و اسناد سحر و افتراء به آن ، كافى است خدا در هر حالتى كه گواه است ميان من و شما براى من گواهى دهد به تصديق كلام من و بر شما به تكذيب و عناد و اصرار ، و اوست آمرزنده كسى را كه از شرك و كفر رجوع كند ، و مهربان بر كسى كه بر ايمان ثابت قدم باشد .
پس فرستاد به سوى ايشان پيغمبر صلى الله عليه و آله و گفت : آيا سخنى گفتهايد ؟ پس گفتند : بلى واللَّه يا رسول اللَّه ، به تحقيق كه گفتند بعضى از ما كلام درشتى كه بد آمد ما را ، پس خواند بر ايشان رسول خدا صلى الله عليه و آله آيهء مذكوره را ، پس گريستند و شديد شد گريهء ايشان .
پس فرستاد خداى تعالى اين آيه را
( وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ )
« 1 » يعنى : و او آن كسى است كه به محض فضل قبول مىكند توبه را از بندگان خود ، يعنى : هر گاه بندهاى به او باز گردد و از گناه نادم شود ، و عزم جزم كند بر عدم عود توبه از او ، در مىپذيرد و در مى گذرد از بديها اگرچه ذنوب كبيره باشد ، يعنى : بعد از توبه جميع جرمها را از ايشان در مىگذراند ، و مىدانند آنچه مىكنند از بدى و نيكى ، و حفص به « تاء » مىخواند ، يعنى : خدا مىداند آنچه شما مىكنيد از گناه و توبه ، پس هر يك را به جزا و سزاى خود مىرساند .
هامش
( 1 ) سورهء شورى : 25 .