را در دار دنيا غنى نموده ، پس به فيوض كثيره رسيده باعث رستگارى او شود .
و قريب به مضمون فوق است ، و مستفاد مىشود كه اين طريقه و ضبط اين نوشتهها با خود در قبر مستمر بوده است .
و از اين كلام كه بعضى از اولاد جعفر طيّار عليه السلام گفت كه : أنا من أهل بيت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، كه به مطلق بنى هاشم اطلاق اهل بيت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مىشده .
و از حكايت ثانى كه نسبت به نوّاب جمجاه جنّت مكان رو نموده ، كه اورع المجتهدين ملّا احمد - رحمه اللَّه تعالى - به جهت شخصى از سادات علوى كه معسر بوده سفارشى نوشته بودند ، و آن جناب را به لفظ اخوّت ياد نموده ، آن جمجاه آن علوى را بعد از آن كه از غنا و ثروت صاحب جاه نمود ، امر به ضبط نوشتهء مرقومه در كفن خود فرمودند ، كه بعد از فوت در زير سر او گذارند به جهت حجّت نمودن بر منكر و نكير .
نيز مستفاد مىشود كه استمرار اين طريقهء مرضيه ، و آنچه مرقوم شده ، باعث اعتضاد و قوّت اين معنا مىگردد ، كه دست به دست دستور سابقين و لاحقين از ائمّه عليهم السلام و سلاطين و مجتهدين سلف و خلف است احترام ذرّيه و اقارب آن سرور ، و به اين حد جدّ و جهد در رعايت ذرّيه و اقارب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مىنمودهاند .
و من بعد نيز ان شاء اللَّه العزيز طريقهء اطوار حسنهء سلاطين جنّت مكان ، و اكرام ايشان با سادات و علماء ، در ذيل خاتمهء كتاب و متعلّقات آن مذكور مىشود .
و مؤلّف كتاب مقامات النجاة « 1 » حكايت پادشاه جبلى كه سابقاً مذكور شد ايراد نموده ، و بعد از آن ذكر نموده است كه أقول : لا تظنّ أنّ هذا مخصوص بذلك الجبلي ، بأنّ الإمام عليه السلام اشترى له تلك الدار ، بل هو عامّ إلى يوم القيامة لمن أراد أن
هامش
( 1 ) از تأليفات علّامه سيد نعمة اللَّه جزائرى مىباشد .