تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
اين كار را بر او عيب گرفته و عيبجويان در اين باره سخن به طعن گفته‌اند تا اين كه على و گروهى كه با وى بوده‌اند نزد او رفته‌اند و على به او گفته است : « به خدا سوگند امرى تازه پديد نيامده و عهدى از پيش موجود نبوده و تو خود مىدانى و ديدى كه پيغمبر ( ص ) در « منى » نماز را به دو ركعت مىگزارد و بعد از رحلت وى ابو بكر و عمر ، و تو خود نيز مدتى از سالهاى اوّل خلافت خويش بر آن قرار بودى اكنون نمىدانم چرا چنين كردى ؟ عثمان گفت : « رأى رأيته » اين عقيده و رأيى بوده است از من » . و هم طبرى ( در همان جلد و همان صفحه ) ، بنقل از واقدى ، به اسناد ، اين مضمون را آورده است : « عثمان ، در منى ، نماز را به چهار ركعت با مردم گزارد . پس كسى به نزد عبد الرّحمن بن عوف رفت و گفت : آيا مىبينى برادر ترا كه نماز را با مردم به چهار ركعت ( تمام ) خواند ؟ . عبد الرّحمن نماز را با اصحاب و ياران خود به دو ركعت ( شكسته ) گزارد و پس از اداء نماز بر عثمان در آمد و بوى گفت : آيا تو در اين مكان با پيغمبر ( ص ) به دو ركعت نماز را اقامه نكردى ؟ گفت : چرا . گفت : آيا با ابو بكر و ، بعد از او ، با عمر چنين نماز نگزاردى ؟ پاسخ داد : چرا . گفت : آيا مدّتى از ابتداء خلافت خود بر همان روش نبودى و بدان و تيره عمل نكردى ؟ پاسخ داد : چرا . « آنگاه عثمان به عبد الرحمن گفت : « اكنون تو بشنو : مرا خبر دادند كه سال گذشته برخى از مردم يمن و از مردم جفا كار و از مردم جفا پيشه گفته‌اند : نماز براى مقيم دو ركعت است ببينيد پيشواى شما عثمان ، نماز را دو ركعت خواند . « بعلاوه من در مكه اهل و خانواده دارم . از اين روى رايم بر اين قرار يافت كه نماز را به چهار ركعت بگزارم تا مردم به شبهه نيفتند و راه خطا پيش نگيرند . « و ديگر اين كه من در مكَّه زن گرفته‌ام . و هم اين كه مرا در طائف دارايى