و ابو عبد الله حنّاطى طبرى « 1 » كه از ائمهء طبرستان بوده و در ايام ابو حامد اسفراينى ببغداد رفته است .
و قاضى شهيد ابو القاسم يوسف بن احمد بن بنكج كه صحابت ابن قطَّان را داشته و به محضر داركى نيز حضور مىيافته و از ائمه اصحاب شافعى بشمار است و ميان رياست فقه و دنيا جمع كرده و تأليفاتى بسيار داشته است و مردم فرا گرفتن علم و مال را از وى از همهء آفاق به سويش روى مىآوردهاند . ابن بنكج را در شب بيست و هفتم رمضان از سال چهار صد و پنج ( 405 ) در دينور عيّاران كشتهاند .
و ابو الفضل محمد بن ابراهيم نسوى « 2 » كه از اصحاب ابو الحسين بن قطَّان و مردى فصيح و مناظر بوده و در بغداد سكنى داشته و در ارّجان در گذشته است .
بعد از اين گروه بتعبير ابو اسحاق :
« ثمّ انتقل الفقه إلى طبقة اخرى . منهم : » فقه به اشخاص زير انتقال يافته است :
ابو الفيّاض محمد بن حسن بن منتصر كه از اصحاب ابو حامد مروروذى بوده و در بصره درس مىگفته و فقيهان بصره فقه را از او گرفتهاند .
و ابو على حسن بن حسين بن حمكان همدانى كه نيز از اصحاب مروروذى و ساكن بغداد و مدرس در آنجا بوده است .
و قاضى ابو محمد اصطخرى كه نزد ابو حامد مروروذى فقه آموخته و قاضى فسا و فقيه فارس بوده و كتاب المستعمل منصورى را شرح نوشته است .
و قاضى ابو محمد حسن بن احمد معروف به حداد بصرى كه ابو اسحاق در باره اش چنين گفته است « يكى از فقيهان اصحاب ما ( شافعيه ) كه نمىدانم نزد كى درس خوانده و در چه زمانى وفات يافته است كتابى در ادب قضاء از وى ديدم كه بر بسيارى فضل او دلالت مىكند »
هامش
« 1 » « هذه النسبة لجماعة من اهل طبرستان لعل بعض اجداده كان يبيع الحنطة .
منهم ابو عبد اللَّه الحسين بن محمد بن الحسن الطبري يعرف بالحناطى حدث ببغداد » ( اللباب )
« 2 » « بفتح النون و السين و فى آخرها واو . هذه النسبة إلى نسا » ( اللباب )