ابو عباس را با ابو بكر محمد بن داود ( اصفهانى ) مناظراتى بوده در يكى از آن مناظرات ابو بكر درمانده پس گفته است : « ابلعنى ريقي » ابو عباس پاسخ داده است : « ابلعتك دجلة » بارى ديگر وى را گفته است : « أمهلني ساعة » پاسخ شنيده است « أمهلتك من السّاعة إلى ان تقوم السّاعة » روزى ديگر باز به او گفته است : « اكلَّمك من الرّجل و تجيبنى من الرّأس » ابو عباس جواب داده است : « هكذا البقر اذا حفيت اظلافها ذهبت قرونها » .
ابو عباس به سال سيصد و شش ( 306 ) در بغداد وفات يافته .
به گفتهء ابو اسحاق ، پس از ابو عباس ، فقه به طبقهاى ديگر ، كه بيشتر ايشان از اصحاب ابو عباس بودهاند ، انتقال يافته است كه از اين طبقه است :
ابو طيب ابن سلمه بغدادى كه عالمى جليل بوده است .
و ابو حفص بن وكيع بابشامى « 1 » .
و قاضى ابو عبيد بن حرنويه كه به سال سيصد و هفده ( 317 ) در گذشته است .
و در زمان مقتدر ، خليفه عباسى ، شغل قضاء به او عرضه شده و او نپذيرفته است .
و ابو سعيد ، حسن بن احمد اصطخرى « 2 » كه قاضى قم بوده و متولَّى امور حسبى
هامش
« 1 » « هذه النسبة إلى باب الشام و هى احدى المحال المشهورة بالجانب الغربي من بغداد » ( اللباب )
« 2 » خطيب در ترجمهء او ( جلد هفتم - صفحه 269 - ) در جمله از ابو اسحاق مروزى آورده كه گفته است : « روزى ابو سعيد را پرسيدهاند كه زنى حامله را شوهر مرده آيا نفقهء او واجب است ؟ پاسخ داده است : آرى . بوى گفته شده است مذهب شافعى چنين نيست نپذيرفته تا اين كه كتاب شافعى را به او ارائه دادهاند باز هم از عقيده خود برنگشته و گفته است : اگر مذهب شافعى اين نيست مذهب على و ابن عباس چنين است .
باز خطيب آورده است كه ابو سعيد در ورع و زهد مقامى و الا داشته و مردى تندخو بوده و تصانيف بسيار كرده كه از آن جمله است كتاب ادب القضاء او كه هيچ كس مانند آن تصنيف نكرده است . خطيب تاريخ ولادت و فوت او را همان گفته كه ابو اسحاق ضبط كرده و در بالا ياد شد . ابن اثير هم اصطخرى قاضى را از « ائمه شافعيه » گفته و تاريخ را همان گونه ياد كرده است .