درس خوانده و خود در علم امام شده و مصنفاتى دارد كه هيچ كس مانند آنها را ندارد و او نخستين كسى است از فقيهان كه در بارهء « جدل حسن » تصنيف كرده و كتاب در اصول فقه دارد و شرح الرساله هم از اوست و فقه شافعى در ما وراء النهر به وسيلهء او نشر يافته است . قفال شاشى در سال سيصد و سى و شش ( 336 ) در گذشته است .
و ابو اسحاق ابراهيم بن احمد مروزى كه صاحب ابو العباس بوده و رياست علمى در بغداد بوى منتهى گشته و در اصول تصنيف كرده و بر المختصر شرح نوشته و ائمه از او علم فرا گرفتهاند و فقه از اصحاب او در بلاد نشر يافته و بمصر رفته و در آنجا به سال سيصد و چهل ( 340 ) در گذشته است .
و قاضى ابو على بن ابو هريرهء بغدادى كه نزد ابو العباس بن سريج و بعد نزد ابو اسحاق درس خواندن و در بغداد تدريس و كتاب مزنى را شرح كرده و به سال سيصد و چهل و پنج ( 345 ) وفات يافته است .
و ابو الحسين احمد بن محمّد معروف به ابن قطَّان بغدادى كه ، به گفته ابو اسحاق آخرين كس است از اصحاب ابو العباس بن سريج ابن قطان در بغداد تدريس داشته و علماء ، فقه را از او گرفتهاند . وى به سال سيصد و پنجاه و نه ( 359 ) در گذشته است .
و ابو بكر عبد الله بن محمّد بن زياد بن و اصل بن ميمون نيشابورى كه در بغداد ساكن و مردى زاهد بوده و ميان فقه و حديث جمع كرده و حافظهاى قوى داشته كه دار قطنى گفته است : « ما رأيت احفظ منه » و همو گفته است :
ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 862
مساهمون: محمود الشهابي الخراساني
ص٨٦٢