كرده كه از آن جمله است : كتاب « الواجب » و « المستعمل » و « المسافر » و « الهداية » و شعرهايى مليح مىداشته از آن جمله است :
عاب التفقّه قوم لا عقول لهم
و ما علينا اذا عابوه من ضرر
ما ضرّ شمس الضّحى و الشّمس طالعة
ان لا يرى ضوءها من ليس ذا بصر
تميمى در سال سيصد و بيست ( 320 ) در گذشته است .
و ابو عبد الله زبير بن احمد بن سليمان بصرى كه به چند واسطه نسبت او به زبير بن عوّام مىرسد . زبير بصرى هم نابينا بوده و پيش از سال سيصد و بيست ( 320 ) وفات يافته زبير را مصنفاتى بسيار بوده كه از جمله است : الكافي و كتاب النيّة و كتاب ستر العورة و كتاب الهداية و كتاب الاستشارة و الاستخاره و كتاب رياضة المتعلم و كتاب الامان .
و ابو بكر محمد بن ابراهيم بن منذر نيشابورى ، ابو اسحاق در بارهء او چنين گفته است : « من نمىدانم كه نيشابورى فقه را از چه كسى گرفته ليكن وى را در بارهء اختلاف علما ( فقيهان ) كتابهايى است كه مانند آنها تصنيف نشده و موافق و مخالف به آن كتابها نيازمند است . ابو بكر نيشابورى به سال سيصد و نه ( 309 ) يا ده وفات يافته است .
و قاضى ابو العباس احمد بن عمر بن سريج « 1 » كه از عظماء شافعيين و ائمهء مسلمين است و او را « باز اشهب » مىگفتهاند . ابو عباس در شيراز شغل قضاء مىداشته و به گفتهء ابو اسحاق از همهء اصحاب شافعى حتّى از مزنى برتر بوده است .
هامش
« 1 » خطيب در ترجمهء او ( جلد چهارم - صفحهء 287 ) گفته است « كتابهايى بر رد بر مخالفان از اهل « راى » و بر ردّ « اصحاب ظاهر » تصنيف كرده است » و باز گفته است : « بزرگى از اهل علم به ابو عباس گفته است : بشارت باد ترا كه خداوند عمر عبد العزيز را در رأس مائهء نخست و شافعى را در رأس مائهء دوم برانگيخت تا سنت را اظهار و بدعت را نابود و ناپيدا كردند و اينك در رأس مائهء سيم بوجود تو بر ما منت نهاده كه سنت را تقويت و بدعت را ضعيف ساختى و در اين زمينه گفته شده است :اثنان قد مضيا فبورك فيها
عمر الخليفة ثمّ حلف السّؤدد
الشافعىّ الألمعيّ المرتضى
خير البريّة و ابن عمّ محمّد
أرجو بالعبّاس انّك ثالث
من بعدهم سقيا لتربة احمدابو عباس شعر هم مىسروده خطيب ابيات زير را از او نقل كرده است :و لو كلَّما كلب عوى ملت نحوه
أجاوبه ، انّ الكلاب كثير
و لكن مبالاتى به من صاحب او عوى
قليل ، لأني بالكلام بصير »ظاهرا نخستين كسى از شافعيه كه قضا را پذيرفته ابو عباس بوده ابو اسحاق شيرازى در ترجمهء ابو عبيد بن حرنويه ( صفحه 90 طبقات ) آورده كه ابو على بن خيران قاضى ابو عباس را بر « ولايت » عتاب مىكرده و مىگفته است : « هذا امر لم يكن فى اصحابنا انما كان فى اصحاب ابى حنيفه ( رض ) »