تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
دين و حمايت و پاسدارى از احكام كتاب مبين آنان را مخاطب قرار داده و به آنان چنين گفته است : « اى گروه باقى مانده و اى ياران ملَّت و نگهبانان اسلام و شريعت ! اين چشم پوشى نسبت بحقّ من از چيست ؟ و اين بىاعتنايى در بارهء ظلم و ستم بر من چه جهت دارد ؟ « آيا پيغمبر ( ص ) نمىگفت : « حق هر كس بايد به رعايت از فرزندانش نگه داشته و رعايت شود » « چه زود به تنگى و سختى افتاديد و بىچاره و بينوا شديد . . « پيغمبر در گذشت و همان هنگام حريمش نابود شد و حرمتش از ميان رفت ! « اين حادثه را كتاب خدا كه هر بام و شام در جلو خانه هاى شما خوانده مىشود آشكارا بر شما مىخواند و به آواز رسا به گوشهاى شما مىرساند و مىگويد : « محمد پيمبرى است كه پيش از وى پيمبرانى آمده و در گذشته‌اند پس اگر او بميرد يا كشته شود آيا شما باز به زمان جاهلى بر مىگرديد و به وضع پيش در مىآييد ؟ « آن كس كه چنين كند خدا را زيانى نمىرساند و خدا به زودى سپاس گزاران و فرمانبرداران را پاداش نيك مىدهد . « اى فرزندان قيله ( قيله نام زنى است كه دو قبيلهء خزرج و اوس بوى منتهى مىگردد ) آيا سزاوار است كه شما بشنويد و ببينيد كه حق من پامال مىگردد و هيچ نگوييد ؟ و با اين كه عدّه و عدّه داريد ستم را بدانيد و آرام باشيد و به خاموشى گراييد و سرگردان بمانيد ؟ . . » مسألهء فدك در اين موضع بدين گونه تلخيص مىگردد : بحسب منقولات معتبره ، فدك در هنگام رحلت پيغمبر ( ص ) در تصرّف فاطمه ( س ) بوده و او فدك را عطيّهء پيغمبر و ملك خود مىدانسته ليكن خليفهء اول چون خلافت يافته فدك را تصرف كرده پس فاطمه ( س ) بر وى به اعتراض برخاسته و خليفه از او بيّنه خواسته ! على ( ع ) ، كه بحسب روايات شيعه و سنّى بدين مفاد : « هميشه با حق و حق هماره