تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
پيغمبر ( ص ) فدك را به من داده پس آن را براى من بگذار . على بن ابى طالب ، رضى الله عنه ، به اين مطلب شهادت داد ابو بكر شاهدى ديگر بخواست امّ ايمن كنيز پيغمبر ( ص ) نيز شهادت داد . ابو بكر گفت : اى دخت پيغمبر تو مىدانى بايد شاهد دو مرد يا يك مرد و دو زن باشد پس فاطمه برگشت . « و از امّ هانى روايت شده كه : فاطمه ( س ) نزد ابو بكر رفت و به او گفت : « چه كس از تو ارث مىبرد ؟ گفت : زن و فرزندان من . فاطمه گفت : پس چطور شد كه تو از پيغمبر ارث مىبرى و ما نمىبريم ؟ گفت : اى دخت رسول من زر و سيمى و يا چنان و چنينى ارث نبرده‌ام فاطمه گفت : سهم ما از خيبر و عطيّهء ما از فدك . ابو بكر گفت : اى دخت پيغمبر شنيدم پيغمبر را كه گفت : همانا اينها طعمه و اطعامى است كه خدا در زمان حياتم به من اعطاء و انعام كرده و چون من از جهان در گذرم اينها مال مسلمين خواهد بود « 1 » . « و عروة بن زبير گفته است : « زنان پيغمبر ( ص ) عثمان بن عفان را بعنوان مطالبهء ارث از سهم پيغمبر ( ص ) به نزد ابو بكر فرستادند ابو بكر گفت : از پيغمبر ( ص ) خدا شنيدم كه گفت : نحن معاشر الأنبياء لا نورّث ، ما تركناه صدقة » « همانا اين مال براى حادثه و ميهمانى آل محمّد است و چون من بميرم كار آن با خليفهء بعد خواهد بود . پس زنان پيغمبر ( ص ) چيزى نگفتند « 2 » ،
هامش
« 1 » بنا بر اين شاهد خواستن از فاطمه ( س ) چه راهى داشته است ؟ ! . « 2 » نويسنده در جائى نديده است يا اكنون به ياد ندارد كه خليفهء اول ( رض ) اموال منقول يا غير منقول پيغمبر ( ص ) را ( از قبيل خانهء او مثلا ) به استناد اين حديث به نام صدقه براى عامهء مسلمين ضبط و زنان پيغمبر ( ص ) ر از ارث در اين امور محروم كرده باشد بلكه از موارد مختلف و متعدد چنان برمىآيد كه آن چه در نزد آنان بوده بعنوان « ميراث » مالك شده‌اند . چنان كه شايد خانه‌اى كه عائشه در آن نشسته به همين عنوان ، ملك او دانسته شده و از او اجازهء دفن خليفه درخواست مىشده است .