تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
عمر هم ، هم چون ابو بكر رفتار كرد جز اين كه خيبر و فدك را به كسى نداد و نگه داشت و گفت : اينها صدقهء پيغمبر است براى پيشآمدها و حوادث و كار آنها با خليفهء وقت و ولىّ امر است ليكن صدقهء پيغمبر را در مدينه به على و عباس داد . . » مجلسى در بارهء اين عمل عمر چنين اظهار عقيده كرده است : « اقول : حكم هذه الصّدقة الَّتى بالمدينة حكم فدك و خيبر ، فهلَّا منعهم الجميع ، كما فعل صاحبه ، ان كان العمل على ما رواه ، او صرفهم في الجميع ان كان الأمر بضدّ ذلك . « فامّا تسليم البعض و منع البعض فانّه ترجيح من غير مرجّح ، اللَّهمّ ان يكونوا فعلوا شيئا لم يصل إلينا ، فى امضاء ذلك » . نظير اين عذر خواهى را كه مجلسى به عبارت « اللَّهمّ الَّا . . » آورده ابن حجر هيثمى ، مفتى حجاز ( متوفّى به سال 973 ه . ق ) در چند بيت گفته است ، كه در زير ياد مىگردد :
أهوى عليّا امير المؤمنين و لا ارضى بسبّ ابى بكر و لا عمرا و لا اقول اذا لم يعطيا فدكا بنت النّبيّ رسول الله : قد كفرا الله يعلم ما ذا يأتيان به يوم القيامة من عذر ، اذا اعتذرا
ياقوت در معجم البلدان اين مضمون را آورده است : « هنگامى كه عمر بن عبد العزيز خلافت يافت به عامل مدينه دستور داد كه فدك را به فرزندان فاطمه ، رضى الله عنها ، باز گرداند پس در زمان خلافت وى فدك در دست ايشان بود . چون يزيد بن عبد الملك به خلافت رسيد آن را پس گرفت و تا زمان خلافت