تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
باز هم ابن خلَّكان اين مضمون را گفته است : « كتابى از وهب ديدم به نام « ذكر الملوك المتوّجة من حمير و اخبارهم و قصصهم و قبورهم و اشعارهم » و اين كتاب در يك مجلَّد و از كتابهاى سودمند و پر فائده است » وهب بن منبّه در اصل ايرانى بوده و باصطلاح از « ابناء » بشمار است . ابو نعيم پس از اين كه وهب منبّه را بعنوان « و منهم الحكيم الدّامغ للمشبّه . . » ياد كرده شرحى به تفصيل از كلمات و خطب و مواعظ و روايات او آورده كه بيشتر آنها « اسرائيليّات » و برخى از نقلياتش ، خرافه و بعضى از رواياتش مجعول و موضوع است . بهر حال چنان كه از ترجمهء حال او بر مىآيد مردى مطَّلع و سخنور و متتبّع بوده و بيشتر سخنانش از خداشناسى و پند و اندرز است . وهب چنان كه گفتيم از « ابناء » بوده و شغل قضاء مىداشته و بر آن شغل بوده كه در گذشته است چنان كه نوشته‌اند از زبانهاى غير عربى هم بىاطلاع نبوده است . به گفتهء ابو نعيم : از گروهى از صحابه ، رضى الله عنهم ، كه از آن جمله است ابن عباس و جابر و نعمان بن بشير اسناد داشته و از ابو هريره و معاذ بن جبل و از برادر معاذ و از طاوس روايت كرده و گروهى از تابعان كه از آنانست عمرو بن دينار و عبد العزيز بن رفيع و وهب بن كيسان و زيد بن اسلم و موسى بن عقبه و عطاء بن سائب و عمّار دهنى و محمد بن جحاده و ابان بن ابى عياش از او روايت كرده‌اند . بنقل ابو نعيم از كلمات وهب است .