تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
دور اول از عهد دوم باز از پسر طاوس آورده كه طاوس در تفسير آيهء * ( « وَخُلِقَ الإِنْسانُ ضَعِيفاً » ) * گفته است : « فى امور النّساء . ليس يكون الإنسان فى شيء اضعف منه فى امور النّساء » . وقتى نزد طاوس گفتگو از زنان به ميان آمده گفته است : « كان فيهنّ كفر من مضى و كفر من بقى » . باز ابو نعيم به اسناد از طاوس از بريده از پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه گفته است : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و هم او اين مضمون را آورده است : سليمان بن عبد الملك هنگامى كه براى اقامهء حج به مكه رفته روزى حاجب او بيرون آمده و مىگفته است : امير المؤمنين فقيهى را مىخواهد كه آن فقيه نزد وى برود و او مناسك حجّ را از آن فقيه بياموزد و فرا گيرد ! تصادف را طاوس از آنجا مىگذشته پس مردم او را به حاجب نشان داده‌اند . حاجب وى را گرفته و به ناخواه به نزد سليمان برده است . طاوس به پند و اندرز سليمان پرداخته و از جمله روايتى از پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بدين عبارت : « انّ اهون الخلق على الله من ولى من امر المسلمين شيئا فلم يعدل فيهم » بر سليمان خوانده است . به گفتهء ابو نعيم ، طاوس پنجاه تن از صحابه و علماء و اعلام آنان را ادراك كرده و بيشتر روايات او از ابن عباس است . و از طاوس روايت مىكنند گروهى بسيار مانند مجاهد و عطاء و عمرو بن دينار و ابراهيم بن ميسره و ابو الزبير و محمد بن منكدر و زهرى و حبيب بن ابى ثابت و عبد الملك بن ميسره و حكم و ليث بن ابى سليم و ضحّاك بن مزاحم و عبد الكريم بن ابو المخارق و وهب بن منبه و مغيرة بن حكيم صنعانى و عبد الله پسر طاوس .