عمر بن على بن سمره جعدى كه خود از اهل يمن است و كتابى به نام « طبقات فقهاء اليمن » به سال پانصد و هشتاد و شش ( 586 ) هجرى قمرى تأليف كرده « 1 » در آن كتاب در « فصل فى ذكر فقهاء التّابعين فى اليمن » كه آن را از طاوس آغاز كرده اين مضمون را آورده است :
« از آن جمله است : ابو عبد الرحمن طاوس بن كيسان يمانى مولى ابناء فارس كه بنقل كلَّاباذى « 2 » در نسبت او « همدانى خولانى يمانى » هم گفته شده و در انتساب مولى بودن اختلافاتى ذكر شدهء فقاهت از ابن عمر و ابن عباس و ابو هريره داشته است .
« و در تاريخ صنعاء « 3 » آمده است كه طاوس قضاء صنعاء و جند را تصدّى مىداشته . و كلَّاباذى گفته است : طاوس در جند منزل مىداشته ، و عمرو بن دينار و زهرى و پسرش عبد الله بن طاوس ، از وى اخذ علم كردهاند و فقيهى جليل بوده .
طاوس ، روز پيش از « ترويه » در مكه به سال يك صد و شش ( 106 ) در گذشته و خليفه اموى ، هشام بن عبد الملك كه او هم به حجّ آمده بوده بر وى نماز گزارده است .
« عبد الله پسر طاوس نيز از فقيهان بوده كه از پدر حديث گرفته و شغل قضا را بعد از پدر او متصدى شده . . عبد الله بن طاوس نخستين سال خلافت سفّاح ( 132 ) در گذشته است .
هامش
« 1 » اين كتاب در سال 1957 ميلادى به وسيله « فؤاد سيد ، امين المخطوطات بدر الكتب المصريه » تحقيق شده و به چاپ رسيده است . و از نسخهاى كه در كتابخانه ملى تهران تحت شماره 16747 مضبوط است استفاده و نقل شد .
« 2 » در كتاب الهداية و الارشاد .
« 3 » تأليف رازى ؟